مقاله تاثير بكارگيري مدل مراقبتي «حساس سازي بستري مجدد» بر كنترل عوارض بيماري نارسايي احتقاني قلب بيماران بستري در مراكز قلب و عروق تهران، ۱۳۸۸ که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در شهريور ۱۳۸۹ در علوم پزشكي رازي (مجله دانشگاه علوم پزشكي ايران) از صفحه ۳۳ تا ۵۰ منتشر شده است.
نام: تاثير بكارگيري مدل مراقبتي «حساس سازي بستري مجدد» بر كنترل عوارض بيماري نارسايي احتقاني قلب بيماران بستري در مراكز قلب و عروق تهران، ۱۳۸۸
این مقاله دارای ۱۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله نارسايي احتقاني قلب
مقاله بستري مجدد
مقاله مدل مراقبتي «حساس سازي بستري مجدد»

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: حكمت پو داوود
جناب آقای / سرکار خانم: محمدي عيسي
جناب آقای / سرکار خانم: احمدي فضل اله
جناب آقای / سرکار خانم: عارفي سيدحسين
جناب آقای / سرکار خانم: رفيعي محمد

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
زمينه و هدف: علي رغم پيشرفت در تشخيص و درمان دارويي نارسايي احتقاني قلب [Congestive Heart Failure (CHF)]، هنوز ميزان بستري مجدد و عوارض ناشي از اين بيماري بالاست. به همين دليل بكارگيري مدل هاي بومي كه تاكنون كمتر مورد مطالعه بوده اند، مي تواند به عنوان يك ضرورت در كنترل اين بيماري مطرح باشند. هدف از اين پژوهش، بررسي تاثير بكارگيري مدل بومي باليني مراقبتي «حساس سازي بستري مجدد» در كنترل عوارض بيماري نارسايي احتقاني قلب است.
روش كار: اين مطالعه يك پژوهش نيمه تجربي است كه بر روي ۱۲۰ بيمار (۶۲ نفر گروه آزمون و ۵۸ نفر گروه شاهد) در مدت ۹۰ روز در ۲ بيمارستان فوق تخصصي قلب و عروق در شهر تهران انجام شده است. ابزار گردآوري اطلاعات شامل پرسشنامه (دموگرافيك، ميزان بستري مجدد، شاخص هاي خوني وتوده بدني) و پرسشنامه سنجش ميزان فعاليت روزمره زندگي لاوتون بود كه قبل و بعد از اجراي مدل در دو گروه تكميل شدند. داده ها به وسيله نرم افزار آماري SPSS V.17 و با استفاده از آزمون هاي آماري توصيفي و تحليلي (t مستقل، و من ويتني يو و آناليز واريانس با اندازه گيري هاي مكرر) مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند.
يافته ها: يافته ها نشان داد ميانگين هاي ميزان بستري مجدد بيماران قبل از مداخله در گروه هاي آزمون و شاهد به ترتيب (۲٫۵۸ و ۲٫۵۹) بود كه بعد از مداخله به (۰٫۳۳ و ۲٫۶۲) تغيير يافت. همچنين شاخص توده بدني قبل از مداخله در گروه هاي آزمون و شاهد به ترتيب (۲۸٫۷۲ و ۲۸٫۳۹) كه بعد از مداخله به (۲۶٫۵۵ و ۲۹٫۴۶)، و نيز ميانگين امتياز لاوتون از فعاليت روزمره زندگي قبل از مداخله در گروه هاي آزمون و شاهد مردان به ترتيب (۲٫۹ و ۳) بود كه بعد از مداخله به (۴٫۱۳ و ۲٫۳) رسيد. در زنان قبل از مداخله در دو گروه آزمون و شاهد به ترتيب (۴٫۸۹ و ۵) بود كه بعد از مداخله به (۶٫۵۲ و ۴٫۳) تغيير كرد. نتايج آزمون هاي آماري t مستقل، و من ويتني يو نشان داد بين دو گروه آزمون و شاهد ميزان دفعات بستري مجدد، ميانگين نمايه توده بدني و شاخص هاي خوني(ميزان سديم، پتاسيم و كراتينين سرم) تفاوت معني دار (P£۰٫۰۰۱) وجود دارد. از طرفي آناليز واريانس با اندازه گيري هاي مكرر نشان داد تغييرات ميزان فعاليت روزمره زندگي بيماران در طي قبل (يك بار اندازه گيري) و بعد از مداخله (دو بار اندازه گيري) بين دو گروه آزمون و شاهد معني دار بود، به طوري كه در گروه آزمون بيشتر از گروه شاهد شده است.
نتيجه گيري: بكارگيري «مدل حساس سازي بستري مجدد» در اكثر پارامترهاي مربوط به شاخص هاي كنترل بيماري نارسايي احتقاني قلب مانند ميانگين دفعات بستري مجدد، نمايه توده بدني، شاخص هاي خوني و ميزان فعاليت روزمره زندگي بيماران گروه مداخله اثر مثبت داشته است؛ يعني بكارگيري مدل موجب حساس شدن بيماران، خانواده و پرستاران نسبت به بستري مجدد به عنوان يك مشكل و به دنبال آن كنترل عوارض بيماري نارسايي احتقاني قلب شده است. بنابراين با توجه به بار اين بيماري و هزينه هاي هنگفت درمان و از طرف ديگر به دليل كارآيي اين مدل بومي جهت كنترل بستري مجدد و عوارض اين بيماري، بكارگيري آن پيشنهاد مي شود.