سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: دومین همایش اشتغال و نظام آموزش عالی کشور

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

زهرا فروزنده – کارشناس ارشد مطالعات زنان – دانشگاه تربیت مدرس

چکیده:

با عنایت به تحولات جدید اجتماعی، درسالهای اخیر در کشور ما نیز نگرش جدیدی مورد توجه قرار گرفته است. بر مبنای این نگرش، زن تنها دریافت کننده کمکها نیست، بلکه تولید کننده،مشارکت کننده و در عین حال برخوردار شونده از امکانات بدست امده در فرایند توسعه نیز می باشد. همچنان که دربندهای ۸و۹و۱۲ اصل سوم قانون اساسی، مسئله مشارکتهای مردم در تعیین سرنوشت سیاسی،اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش و نیز رفع تبعیضهای ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه های مادی و معنوی و رفع هر نوع محرومیت در زمینه تغذیه، مسکن، کار و بهداشت، تصریح شده است. همچنین در بند ۱۶ اصل (۴۳) قانون اساسی آمده است : «تامین شرایط و امکانات کار برای همه، به منظور رسیدن به اشتغال کامل و قرار دادن وسایل کار در اختیار همه کسانیکه قادر به کارند ولی وسایل کار در اختیار ندارند، در شکل تعاونی از راه وام بدون بهره و یا هر راهمشروع دیگر» و نیز طبق اصل (۶) قانون کار، زنان در انتخاب شغل درحالیکه شئونات خانوادگی انان رعایت شود، آزاد می باشند.
بر اساس این نگرش جدید و تغییرات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی صورت گرفته در سطح کشور، گرایش ورود به بازار کار تغییر یافته است. بنابرانی انتظار می رود با ادامه این روند در آینده میزان وورد زنان به بازار کار وفازایش مشارکت زنان د رعرصه های مختلف خصوصا در عرصه های اقتصادی افزایش یافته و تفاوتهای میان زنان و مران در این حوزه به نحو متناسبی تغییر یابد. اما موانع و محدودیتهای فرهنگی و عرفی موجود، عدم توانایی اقتصاد کشور به منظور ایجاد فرصتهای شغلی کافی و مناسب برای زمان و تفاوت قابل توجه حقوق و مزایای مردان نسبت به زنان، انگیزه انان را برایاشتغال کاهش می دهد، در بسیاری ازمجامع ، چاره جویی جهت بیکاری مردان نسبت به بیکاری زنان در اولویت قرار دارد، زیرا تصور میرود که مردان مسئول تامین معیشت خانواده می باشند. در حالکه ایجاد بسترهای مناسب جهت افزایش میزان مشارکت زنان به معنی کاهش مشارکت مردان نسبت و زیرا هدف هر جامعه ای حداکثر کردن رفاه اجتماعی با در نظر گرفتن حقوق نسلهای آینده می باشد. در این مقاله در پی آنیم که با بررسی عوامل مختلف اجتماعی بویژه ارتقاء سطح تحصیلات زنان و گرایش عمومی آنان به آموزشهای عالی به تاثیر این عوامل بر افزایش گرایش آنان به اشتغال بپردازیم.