سال انتشار: ۱۳۷۸

محل انتشار: پانزدهمین کنفرانس بین المللی برق

تعداد صفحات: ۱۲

نویسنده(ها):

سعید برزآبادی فراهانی – سازمان توسعه برق ایران

چکیده:

انتخاب و استفاده از استراتژی های نوین برای حل و فصل مسائل سازمانی از جمله موضوعاتی است که از نظر اکثر پژوهشگران و نویسندگان علم سازمان و مدیریت را به خود معطوف داشته و همگی اعتقاد دارند که پیشرفتهای تکنولوژیکی، تغییرات حاصل در نظام ارزشهای انسانی، پیچیدگی و از دست رفتن ثبات وضع را باید از جمله متغیر هایی دانست که هر شیوه و یا استراتژی نو باید بر مبنای آن طرح ریزی و ارائه گردد . اجراء و استقرار برنامه های مناسب عدم تمرکز می تواند یکی از شیوه های فوق الذکر باشد . با عنایت به آنکه در بند ۸ اهداف برنامه پنج ساله اول جمهوری اسلامی ایران، اصلاح سازمان و مدیریت اجرایی و قضایی کشور در ابعاد مختلف از طریق تحقق چهارده خط مش پیش بینی گردیده است و جوهره ۱۴ اقدام و تحول در این بند، بر تحولات تصمیم گیری بر سازماندهی و از جمله مسئله تمرکز زدایی در ساختار دولتی است و لذا صنعت برق کشور نیز در راستای سیاست های توسعه بدور از تغییر و تحولات نبوده و طبیعتاً تحت تاثیر عوامل بیرونی سازمان قرار گرفته است . نتایج حاصله از اقدامات عدم تمرکز در بخش های تولید و توزیع با توجه به ماهیت کارکرد نامتمرکز آنها مسلماً باعث ارتقاء بهره وری و کاهش قیمت تمام شده هر کیلو وات ساعت برق و اصلاح ترکیب نیروی انسانی و رشد کارایی گردیده است .
تشکیل مدیریت های تولید و توزیع بعنوان واحد های مستقل و خود گردان که دارای اساسنامه خاص خود بوده و وضعیت کاملاً قانونی دارند گواه این مطلب است .
اما در بخش طرح و توسعه و نوسازی، طرحهای زیر بنایی و سرمایه ایی صنعت برق، انجام این طرحها در چند سال پیش بصورت کاملاً متمرکز انجام می گرفت تمام مراحل اجرایی طرح و برنامه ریزی و کنترل و نظارت و انتخاب کوچکترین جزء واحد طرحها بایستی از طرف مرکز انجام می شد . حال اجرای این طرحها حداقل در قسمت های اجرایی و عملیاتی
به صورت غیرمتمرکز انجام می شود . نگارنده از طریق تحقیقات میدانی و با بهره گیری از مدل تحلیلی علمی می خواهد بررسی کند آیا عدم تمرکز یعنی همان تفویض اختیارات انجام شده به مجریان طرحها و عاملین ذیحساب و تبعات انجام این عمل همراه با نظارت ها و کنترل های ناقص و محدود آن چه تأثیری بر سیستم مالی طرحها به عنوان یک زیر مجموعه از کل طرح داشته . آیا انجام این شیوه باعث انجام صرفه جوییها و کاهش هزینه ها در اجرای پروژه های طرحهای عمرانی و مآلا کارایی اقتصادی در صنعت برق کشور شده است؟ البته می توان موضوع فوق را با نگرشی سیستمی به سازمان در واحدهای دیگر سازمان نیز مورد بحث و بررسی قرار داد .