y=ی

صامت یاز، یازیدن

کلماتی که به دو وجه نوشته می شوند

برخی از کلمات در فارسی بدو وجه کتابت ویات وجه قرائت می شود مانند دو چار که هم با واو و هم بی و او نوشته و می نویسند در نوشتن اینگونه کلمات بہتر آنست کہ اصل رعایت اصل را منظور دارند و به وجهی که اصل کلمه را نشان دهد بنویسند . کاووس و نظایر آن

– در نوشتن کلمات کاووس، طاووس، سیاووش ، ناووس ، پیشاوور، لهاوور

داوود باید اصل مطابق ملفوظ و مکتوب را رعایت کرد، یعنی هر کجا به و او حرکت پذیر متحرلد به و او ممدود تلفظ می شود ( = او = U ) به دو و او بنویسید مانند : نبشتند نامه به کاووس شاه . سیاووش را گفت با او برو . طاووس را به نقش و نگاری که هست خلق … و هر کجا به یاث و او متحرلد به ضمه تلفظ می شود

( = و = Wo ) بیات و او نویسند مانند . سیاوش چو او را پیاده بدید .

حروف عربی در کلمات فارسی

۳۸- در پارهای از کلمات مانند : اصطخر، اصفهان ، بسطام ، شصت ٬ شطرنج ، صد، صندلی ، طارم ، طاس ، طالش ، طبر خون ؛ طبرزد طبرستان ، طبس ، طپانچه طپیدن ، طراز ، طرخان، طاشت ، طوس ، طهران ، طهماسب، طهمورث طیلسان، طاق غلطیدن، قالی ، قلیان ، قهستان ، حروف مخصوصی عربی از قبیل صاد و طا و ثا و قاف دیده می شود : و این کلمات بیشترش معرب است و برخی محتملست که در قدیم تلفظی خاص داشته و اکنون مترولد شده است ( رجوع کنید به بخش حرف «ص») و بهر تقدیر چون این حروف درین عصر بصورت عربی تلفظ نمی شود و چون بیشتر این کلمات در فرهنگها هم بصورت فارسی و هم بصورت معزب ضبط شده، مقتضی آن است ده بنا به اصل تطابق ملفوظ و مکتوب به حروف فارسی نوشته شود. استخر، اسپهان ، بستام ، شست ، شتر نات ٬ سد ، سندلی ٬ تارم ، تاس ، تالش ، تببر خون ، تبرزد، تبرستان ، تبس ، تپانچه ، تپیدن ، تراز ، ترخان ، تشت ، توس ٬ تهران تهماسب ، تهمورس تیلسان ، تاق غلتیدن غالی ، غلیان ، کوهستان.

کلمات بیگانه که از غیر عرب گرفته شده است معمول برخی نویسندگان این است که ضمهو فتحه و کسرهٔ حروف را بصورت و او وباء و الف جزوبه کلمه می نویسند، و این طرز کتابت گذشته از این که با اصل استقلال خط و زبان فارسی زبانی زنده و مستقل است و هر لغت اجنبی که وارد آن می شود باید تا بسبع

مقررات و قوانین ان باشد منافات دارد، منشا دو عیب بزرلند نیز شده است ۰