سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: اولین همایش ملی شهر و ورزش

تعداد صفحات: ۴۶

نویسنده(ها):

مصطفی بهزادفر – عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت ایران

چکیده:

فضاهای سبز، تفریحی و ورزشی مکان های تأمین آسایش همگانی میباشند . در شهرهای پا سخ ده و دارای کیفیات محیطی بهینه ، نسبت بالایی از سطح شهر به کاربری سبز و باز و ت فریحی و ورزشی اختصاص دارد. هر چند فضاهای سبز و باز در لباس باغات و مزارع عرص ه های سنتی کالبد شهر ایرانی را دربر می گرفتند اما، در الگوی جدید ، شهر ایرانی با فقدان زمینه ای این کاربریها مواجه شده است. باغ ایرانی نسبتاً به ندرت در متن اصلی شهر ایرانی جای داشته است . مکانهای ورزشی و تفریحی جدید از اواخر دوره قاجار، به طور خاص از عهد پهلوی ، بر پهنۀ شهر ایرانی راه پیدا کرده اند. شهر امروز ایرانی ، که لاجرم در پویش زندگی مدرن قرار داده شده است، نمی تواند از الگوی این نوع زندگی به دور باشد. همه می دانند که ظاهر زندگی مدرن فرنگی مدار قوی تر از محتوای آن وارد شهر ایرانی شده است . تهران نمونه بارزی از این ظاهر مدرن شده است.تا سال ۱۳۴۵ که بهانه تهیه طرح جامع مبنای ساماندهی اطلاعات محیطی تهران گشته است اطلاعاتیاز فضاهای سبز و باز و ورزشی تهران در دست نبوده است . اطلاعات ۱۳۴۵ نشان می دهد که فقط ۱/۱۸۱ درصد از سطح شهر تهران به فضاهای سبز و تفریحی و ورزشی اختصاص داش ته است . این سطح سرانه ای حدود ۰/۷۲مترمربع را به مردم ارزانی می داشت. طرح جامع مصوب ۱۳۴۷ که با نگاه تبدیل تهران به یک شهرمدرن تهیه شده است بر مبنای توجه به تمامی شرایط محیطی سرانه ای معادل ۱۷/۷۱مترمربع را برای سطوح سبزو تفریحی و ورزشی در افق ۱۳۷۰ پیش بینی کرده است .انتظار می رفت که ۴۰ سال پس از تهیه طرح جامع اول و یا ۱۵ سال پس از گذار از افق طرح مذکور، این مادر شهر ملی از کمیت و کیفیتی بهینهای در زمینه فضاهای مذکور برخوردار باشد. اما، آمار سطوح و سرانه موجود و واقعیات کیفیات محیطی خلاف آن را یادآوری می- کند. تهران به عنوان یکی از آ لودهترین شهرهای دنیا از زاویه زیست محیطی شدیداً از کمبود فضاهای سبز و باز رنج میبرد. بعلاوه، انتظار میرود شهر تهران، به عنوان امالقرای اسلامی، اوقات فراغت شهروندان خویش از طریق ساماندهی مطلوبترین مکان های ورزشی تأمین نماید . برآورد سرانه فضاهای سبز موجود شهر تهران، بر مبنای مطالعات ۸۵-۱۳۸۱ مشاور تهیه کننده طرح جامع دوم، رقم ۱۰/۹۲ مترمربع می باشد . سرانه ورزشی نیز ۱/۳۶ متر مربعبرآورد می گردد. هر چند، اطلاعات سازمان پارک ها رقم ۲۰ مترمربع را به عنوان سرانه عرضه میدارد، ولی به طور منطقی نمی توان صحت آن را پذیرفت . طرح جامع دوم پیشنهاد کرده است که در افق سال ۱۴۰۰ سرانه فضاهای سبز و تفریحی و ورزشی به حدود ۱۷/۶مترمربع یعنی سطح پیشنهادی افق طرح اول، با ۳۰ سال تأخیربرسد. اما این پژوهشگر تحقق این رقم را با ۳۰ سال تأخیر نیز بعید میداند. از طرف دیگر رسیدن به این ارقاو و یا به صورت پاسخدهنده تر حداقل سرانه فضاهای سبز و باز و تفریحی و ورزشی ۲۵ مترمربع، نیاز حیاتی شهر تهران است . این پژوهش سعی نموده است از دیدگاه آسیب شناسی به علل تحقق ناپذیری سطوح و سرانههای مذکور بپردازد . در تحقق ناپذیر ی علتهای فراوانی وجود دارد. نادرستی اطلاعات پایه؛ چه در زمینه مساحت کاربریها و توزیع و چه در زمینه اعتبارات قابل تخصیص برای ساخت و ساز عرصه های سبز و باز و تفریحی و ورزشی؛ همراه با ناتوانی نظام اجرایی، نارسایی نظام مالکیت اراضی و ناکارایی نظام اداری و د ولتی از مهمترین دلائل عدم تحقق پذیری است . پرداختن به همه این علتها هر کدام پژوهشی مستقل را طلب میکند . در این گفتار صرفاً به کارکرد کمیسیون ماده پنج به عنوان یک شاخص و معرف در ضعف قدرت اجرایی برای اعمال سیاست های تأمین فضاهای سبز و باز و تفریحی و ورزشی پر داخته شده است. این شاخص ضمن نمایش یکی از ضعفهای اجرایی ضرورت کنش همه جانبه به ساماندهی فضاهای سبز و تفریحی و ورزشی را
شهر تهران را تهدید (Civic) و مدنی (Public) یادآوری می کند. عدم توجه به این واقعیت حیات جمعی نموده و اهداف رسیدن به یک جامعه آرمانی و سالم برای ایران، در لفافه کالبدی تهران را ، سئوال برانگیز و ابهام آمیز مینماید.