سال انتشار: ۱۳۸۶

محل انتشار: سومین کنگره ملی مهندسی عمران

تعداد صفحات: ۸

نویسنده(ها):

علی پاک – دانشیار دانشکده مهندسی عمران دانشگاه صنعتی شریف تهران
مصطفی نبی پور – دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی عمران (گرایش سازه های هیدرولیکی) دانشگاه

چکیده:

سدهای باطله یا سدهای رسوبگیر (Tailings Dams) که زاندات معادن و کارخانه های فرآوری در پشت آنها نگه داری می شوند، از مهمترین سازه های هیدرولیکی هستند که گاهی چند صد میلیون تن از مصالح باطله و نیز آبهای مازاد را در مخزن خود جای می دهند. حجم باطله های معدنی که سالانه در دنیا تولد می شود، از حجم زاندات هر صنعت دیگری بیشتر است. از طرفی با پیشرفت ماشین آلات و روشهای استخراج، امکان استخراج مواد از سنگ معدن های با عیار کمتر فراهم شده است که این امر نیز بر حجم باطله ای تولیدشده می افزاید. بروز خرابیهای متعدد در سدهای باطله که تعداد آنها بیش از سدهای مخزنی می باشد، توجه متخصصین را در سالهای اخیر به این سدها معطوف داشته است. تراوش آب از سدهای باطله از جهات مختلفی اهمیت دارد. اولا چون باطله ها اغلب سمی و آ وده هستند ملاحظات خاص زیست محیطی در مورد عملکرد این سدها از لحاط میزان تراوش وجود دارد لذا زه آب سدهای باطله باید حتی الامکان کم و کنترل شده باشد تا موجب آلودگی آبهای سطحی و زیرزمینی و خاکهای اطراف نشود. ثانیا تراوش از این جهت که در اشباع شدن شیب پایین دست و پایداری سد باطله نیر تاثیر مستقیم دارد حائز اهمیت است. بروز پدیده رگاب و تخریب بدنه سد از دیگر اثرات عدم توجه به کنترل تراوش می باشد. تراوش در سدهای باطله بر اساس نوع ساخت آن متفاوت است و اغلب در سدهای بالارو مشکلات بیشتری را ایجادمی کند. در این مقاله چگونگی تراوش از سدهای رسوبگیر در روشهای مختلف ساخت مورد بررسی قرار می گیرد، ضمن اینکه در هریک از این حالات حضور باطله ها در پشت سد و اثر آنها بر سطح فراتیک و دبی تراوش بررسی می شود. در ادامه کارایی انواع زهکش ها در سدهای باطله برای روشهای مختلف افزایش ارتفاع سد بررسی خواهد شد. ابزار این تحقیق روش اجزا محدود برای تحلیل تراوش پایدار از سد باطله همگن با در نطر گرفتن تراوش از نواحی کاپیلاره و غیر اشباع می باشد.