سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: کنگره ملی علوم انسانی

تعداد صفحات: ۴۱

نویسنده(ها):

حسن ملک – عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی
باقر ساروخانی – عضو هیأت علمی دانشگاه تهران

چکیده:

سیاست علمی ازسه جنبه سیاسی،علمی واجتماعی برخوردار است .نگاه حاکم بر سیاست گذار ی های علمی در قبل و بعداز انقلاب،نگاهی سیاسی،تمامیت خواه و سیستمی بر اساس نقش حد أکثری نهادهای قدرت بوده است .تحولات جامعه ایرانی و نیازهای علمی (آموزشی و پژوهشی ) و نیز تحولات جهانی ، کارایی مدل های سنتی سیاس ت گذاری ر ا کم اثر کرده است. آنچه اکنون نیاز است مشارک ت نهادهای مدنی به ویژه انجمن های علمی در بررسی، تعیین و ارزیابی سیاس ت های علمی (آموزشی، پژوهشی و فناوری) است. نتیجه و ثمره بحث ها و تحلیل های درون انجمنی می تواند درسطح جامعه و در شکل دادن به بحث های حرفه ای مستقل از دیدگاه های رسمی و شکل دادن به حوز ه عمومی در عرصه سیاست های علمی نقش تعیین کنند ه ای داشته باشد . در این طرح تحقیقاتی ، به تحلیل جامعه شناختی نقش و تأثیرانجمن های علم ی در سیاست های آموزشی و پژوهشی درحوزه علوم انسانی توج ه شده است و کوشش شده پرسش ها و مفاهیم مورد نظر از طریق گفتگو با مسئولان و فعالان انجمن ها ، گردآوری داده های استنادی و میدانی و باتأکید بر روش های کیفی،بررسی شود. نتایج تحقیق حاکی ازآ ن است که انجمن های علمی در حوزه علوم انسانی در ایران در زمینه های عمده سیاست گذاری آموزشی و پژوهشی ، نقش در خور اشاره ای ند ارند و تعامل آنه ا با نهادهای رسمی شفاف و تعریف شده نیست . بر اساس داده های این تحقیق ، عواملی مانند ضعف فرهنگ مدنی،شکل نگرفتن اجتماع علمی،بومی نشدن علوم انسانی ،ناتوانی در جلب مشارکت فعال نخبگان ، ضعف حوزه عمومی در کم رنگ بودن نقش انجمن های علمی در س یاست گذاری های آموزشی و پژوهشی مؤثر بوده است.