برمان پیر نقاشی بود که همه  عمر خود را در آرزوی خلق یک شاهکار بزرگ گذرانده بود. زندگی سختی را می گذارند و از راه کشیدن و فروش تابلوهای دم دستی نان روزانه اش را تأمین می کرد.

رقتی برمان ماجرا را شنید فریاد زنان گفت که باید این افکار را از ذهن دختر جوان بیرون آورد. ولی فایده ای نداشت. شب طوفانی سختی بود و دو دختر جوان مطمئن بودند آخرین برگ آن شب از شاخه جدا خواهد شد. ولی صبح با کمال تعجب مشاهده کردند که هنوز یک برگ روی دیوار باقی مانده. آنروز به آرامی گذشت. دختر مطمئن شد که نخواهد مرد و این امید او را نجات داد.

آنروز بعدازظهر وقتی که دکتر او را معاینه کرد، به او اطمینان داد که ظرف یک هفته بستر را ترک خواهد کرد. سپس وی به عیادت بیمار طبقه  پایین، برمان پیر، که ذاتالریه گرفته بود رفت. همانروز برمان در بیمارستان زندگی را ترک گفت. وی شب گذشته در میان توفان و باران و سرمای شدید روی نردبان رفته و در زیر نور فانوسی که هنوز در کنار حیاط روشن بود برگ سبزی کنار شاخه  مو کشیده بود که جان دختر را نجات داد و بدینوسیله عاقبت پس از یک عمر انتظار، شاهکاری را که آرزو داشت، پس از افتادن آخرین برگ به جای آن روی دیوار به وجود آورد.

برگ، ترجمه ی: هوشنگ مستوفی، تهران: امیرکبیر هنری، آخ خواندن و مطالعه، از طریق مقایسه و نتیجه گیری، استنباط، تفکر و تعمق، و در مورد .داستانها بوسیله ی تجسم صحنه ها و کارها (بازی ها) سرجمع میگردد. به یادآوری همه  خاطرات گذشته و استفاده از کلیه ی محفوظات ذهنی گاه بسیارمشکل است. ولی اغلب می توان حتی جزئیات امری را که در اول کاملاً فراموش شده به نظر میرسد به خاطر آورد به این ترتیب که چند بار با فاصله های کوتاه و بلند زمانی درمورد آن به تفکر بپردازیم و باز به مغز استراحت بدهیم.”

به همین ترتیب می توان قسمتهای یک داستان و جزئیات عملیات قهرمانان و صحنه ها را در ذهن تصویر و عملها و عکس العمل هاهایشان را مجسم و خلق کرده و هر بار مقداری به نوشته و کار خود اضافه کرد یا جزئیات آنرا اصلاح نمود.

سرجمع کردن منابعی که در خارج از ذهن نویسنده قرار دارند خیلی راحتتر و سرراست تر می توانند در دست نویسنده سبک سنگین شده و به کارگرفته شوند. البته مهارت در به کارگیری آنها شرط است. انسان میتواند با مطالعه ی تدریجی و مداوم طریقه ی صحیح انتقاد، موشکافی، مشاهده، تجربه، مصاحبه و غیره را به تدریج یادگرفته و به تدریج در آن مهارت پیدا کند. کار عمده  یک نویسنده این است که تشخیص و برداشت خود را از مسایل و مباحث به صورت اطلاعات جزیی یا کلی در اختیار خواننده قرار دهد، غالباً ارزش و گیرایی بسیاری از نوشته ها نیز به خاطر مقدار همین اطلاعات دست اولی است که در آنها جمع آوری شده است.