از سوي ديگر مطالعات انجام شده توسط khayat و همکاران[١٣]نشان ميدهد که نسبت تغييرات  مقاومت در بالا به پايين ديوارهاي غير مسلح ساخته شده به ابعاد ٠/٢، ٠/٩٥، ١/٥متر و با حداکثر اندازه ي سنگدانه ي ٢٠ ميليمتر برابر ٩٢ الي ١٠٠% براي بتن خودتراکم و٩٤% براي بتن معمولي مي باشد. در مطالعي مشابه توسط khayat و همکاران[١٤]اين نسبت براي ديوارهاي غير مسلح ساخته شده از بتن خود تراکم و بتن معمولي به ابعاد ٠/٢، ١/٥٤،١/١متر، ٩٥% به دست آمد.

اين اختلاف مي تواند به دليل ارتفاع کمتر و همچنين عدم مسلح بودن ديوارهاي ساخته شده توسط khayat باشد که تاثير به سزايي (مخصوصا دليل دوم) در جداشدگي بتن و نهايتا اختلاف مقاومت بين بالا و پايين ديوارخواهد داشت . به طورکلي بررسي انجام گرفته بر روي چندين عضو سازه اي توسط  P.l.domone [١٥] نشان مي دهد که کاهش در مقاومت درجا با افزايش ارتفاع از پاي قطعات سازه اي قابل انتظار مي باشد و نسبت مقاومت در بالا به پايين ديوار رفتار بسيار مشابهي براي هر دو بتن خود تراکم و معمولي از خود نشان داده است .

ميانگين مقاومت مغزه ها در ديوارهاي حاوي بتن خود تراکم و معمولي در سن ٤٢روز به ترتيب برابر ٢٧/١٤و٣١/٧ نيوتن بر ميليمتر مربع بوده است . ميانگين مقاومت آزمونه هاي مکعبي استاندارد در همين سن و در شرايط نگه داري مشابه با ديوارها به ترتيب برابر ٢٧/٣٨و٣٣/٦١ نيوتن بر ميليمتر مربع بوده است . نسبت مقاومت مغزه به آزمونه هاي استاندارد در بتن خود تراکم ٩٩% و در بتن معمولي ٩٤%بوده است که مي تواند بيانگر نزديکتر بودن مقادير خصوصيات درجاي بتن خودتراکم ريخته شده در عضو سازه اي نسبت به بتن معمولي ، به مقادير حاصل از آزمونه هاي استاندارد باشد.

به نوعي مي توان اين بهبود در خصوصيات را ناشي ازخود تراکم بودن اين بتن و عدم نياز به لرزش خارجي ودر نتيجه يکسان تر بودن ميزان تراکم در سازه واقعي و آزمونه هاي استاندارد دانست . در تحقيق انجام گرفته توسط khayat و همکاران [١٦] اين نسبت براي بتن خود تراکم بين ٨٨ الي ١٠٤% و براي بتن معمولي ٨٥%گزارش شده است . به طور کلي کاهش در مقدار اين نسبت مي تواند ناشي تفاوت در تراکم بين آزمونه هاي استاندارد و بتن درجا ريخته شده و همچنين ناشي از آسيب هايي باشد که در حين حفاري به آزمونه مي رسد.