سال انتشار: ۱۳۸۸

محل انتشار: نخستین همایش بین المللی تحولات جدید ایران و جهان

تعداد صفحات: ۲۱

نویسنده(ها):

ابراهیم صالح آبادی – استادیار جامعه شناسی دانشگاه پیام نور

چکیده:

قبل از انقلاب بازار به عنوان یکی از گروههای موجود در جامعه مدنی دارای قدرت بود و توانست در اتحاد با روحانیون و روشنفکران نقش مهمی در پیروزی انقلاب داشته باشد. پس از انقلاب، رابطه بازار و دولت دگرگون شد. در بررسی این دگرگونی دو فرضیه قابل طرح است که دیدگاههای متفاوتی به این رابطه دارند. این دو فرضیه عبارتند از: ۱) فرضیه تسلط دولت بر اصناف و کنترل بازاریان از سوی دولت؛ و ۲) فرضیه استقلال اصناف از دولت. دراین مقاله ما شواهدی بر برررسی این فرضیه ها ارائه می دهیم بنظر می رسد از میان فرضیه های فوق، هر دو فرضیه تا حدی به واقعیتهای بازار پس از انقلاب اشاره می نمایند. به نظر ما، با تحلیل وقایع پس از انقلاب و با عنایت به فرضیه های فوق، می توانیم نظریه بهتری از این رابطه بیان کنیم. نتیجه این بررسی نشان داد که پس از انقلاب رابطه بازار با دولت دچار دگرگونی شد. با پیوستن بخشی از بازار به دولت، بخش دولتی، بازار شکل گرفت و این بخش توانست مناصب مهمی را در دولت تصاحب کند رابطه دولت با بخش دولتی بازار رابطه مشارکت گرا – حامی پرور بود. بخش غیرسیاسی بازار نیز پس از انقلاب به حالت انزوا گرایی و قدرت خود را به عنوان یک گروه جامعه شناختی از دست داد عدم تداوم بازار به عنوان یک گروه از جامعه مدنی تا حدود زیادی به دولتی شدن بازار بستگی داشت.