مقاله تحول مفهومي رابطه سوژه و سياست در انديشه سياسي قرن بيستم که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در تابستان ۱۳۸۸ در پژوهشنامه علوم سياسي از صفحه ۷ تا ۳۶ منتشر شده است.
نام: تحول مفهومي رابطه سوژه و سياست در انديشه سياسي قرن بيستم
این مقاله دارای ۳۰ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله سوژه
مقاله سوژه سياسي
مقاله وجود سياسي
مقاله قدرت
مقاله فناوري
مقاله پدرسالاري
مقاله رسانه

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: آب نيكي حسن

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
بررسي رابطه ميان انسان و سياست از دغدغه هاي اصلي در فلسفه سياسي به شمار مي رود. ادبيات مربوط به سوژه (فاعل شناسا) به طور عام و سوژه سياسي به طور خاص، دامنه بسيار گسترده اي را در علوم اجتماعي و انساني در برمي گيرد، اما مهم چگونگي تبديل سوژه به سوژه سياسي در اين ادبيات، به ويژه ادبيات قرن بيستم است. در اين مقاله به سوژه سياسي يا ساحت سياسي سوژه و تحول معنايي و مفهومي آن مي پردازيم؛ تصوري سياسي و فلسفي از سوژه که اشاره به رابطه انسان و سياست دارد؛ اين حقيقت که شخص انساني (همان سوژه شناسا و فاعل دکارتي و کانتي)، تحت تاثير امور مطلقي مانند قدرت، فناوري، پدرسالاري، رسانه ها و… از هويت اصلي خود دور شده است.
اين امر که از منظر مکاتب مختلف پردازش شده درصدد پاسخ به اين سوال است که سوژه انساني و فاعل شناسا چگونه و از طريق چه مکانيسم هايي در قرن بيستم و پس از آن به ويژه پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، به سوژه سياسي تبديل شده است. در اين راستا، نظرات و ديدگاه هاي مکاتبي چون آنارشيست ها، فمينيست ها، اگزيستانسياليست ها، و متفکراني چون فوکو، مارکوزه، لوکاچ، آلتوسر و بودريار، بررسي مي شوند. در واقع هدف اين نوشتار، انديشه شناسي سياسي در اين زمينه است.