سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: همایش بین المللی شهرهای جدید

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

راب کرایر –

چکیده:

[توضیح: مقالات این کنفرانس فقط به صورت چکیده در مجموعه سیویلیکا نمایش شده است] گسترش مراکز شهری در سراسر جهان طی ۱۷۰ سال گذشته از میزان پیش بینی شده خارج گشته است. در سال ۱۸۳۰ جمعیت وین حدود ۲۲۵ هزار، جمعیت برلین ۳۵۳ هزار، جمعیت رم ۱۶۴ هزار، جمعیت آمستردام ۲۰۷ هزار، جمعیت مسکو ۳۳۴ هزار، جمعیت مادرید ۲۰۰ هزار، جمعیت پاریس ۱۰۹۲۰۰۰، و جمعیت لندن ۱۷۸۶۰۰۰ بود. شهرها در گذشته، چه از لحاظ نمای کلی و چه از نظر ظاهر، بطور برجسته ای از محیط اطراف خود متمایز بودند و امکان تشخیص و تعلق معماری آنها به فرهنگی خاص وجود داشت. شهر ونیز تنها بواسطه مرزهای آبی موفق به حفظ قالب مدنی خود گشته است. تمام دیگر شهرها بشدت تحت تاثیر رشد و گسترش سریع گشته اند. تا شروع جنگ دوم جهانی، استادان زبر دست ساخت و ساز کهدر حرفه خود از سنت اصیلی برخوردار بودند با غرور و افتخار به آذین طرح ها توسعه حومه نشینها می پرداختند. حفظ سنن محلی و منطقه این موجب شد تا محله های شهری با هویت خاص خود در نقاطی همچون هلسینکی، آمستردام، وین و بوداپست پدیدآیند. بدلیل آنکه ساختمان ها بطور طبیعی در فضاهای فرهنگی خاص خود قرار گرفته بودند امکان تصور یکی در فضای دیگری وجد نداشت. اما مبانی اصلی مرتبط باکاربرد، بهداشت، و ساختار که به سرعت موج تازه ساخت و ساز را مورد حمایت قرار داد از شیوع گسترده تری برخوردار گشته براحتی سرتاسر جهان شبیه و یکسان و بدین ترتیب، قابل معاوضه با دیگر معماری ها بود. پیشکسوتان عصر مدرنیته با اعتقاد کور کورانه خود به اصل پیشرفت، از چنین تحولی استقبال نموده و ظهور این فناوری منطقی جهانی را که در خدمت بشریت بود جشن گرفتند. چنانچه طرح هایی که این افراد خیال پرداز در آغاز قرن بیستم پدید آوردند هنوز مملو از خیال و رویا و حتی حاوی احساسات شاعرانه باشد، بنابراین هر آنچه محصول رنگ باخته معماری که پس از سال ۱۹۴۵ بوجود آمده است بسی مایوس کننده خواهد بود. این بدان معناست که زبان سابقا پیچیده معماری با رنگ و لعاب منطبه این خود که منجر به خلق آثار متنوع بی نظیر و حیرت آوری گشته بود تا حد یک عبارت فنی پیش پا افتاده تنزل یافته است .