سال انتشار: ۱۳۸۶

محل انتشار: سومین کنفرانس بین المللی مدیریت جامع بحران در حوادث غیرمترقبه

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

سیدبهشید حسینی – دکتری معماری از دانشگاه تهران عضو هیات علمی دانشگاه هنر
لیلی مهدی یار – کارشناس ارشد معماری از دانشگاه تهران مدرس دانشگاه آزاد اسلامی

چکیده:

هر ساله بلایای طبیعی و غیر طبیعی در سراسر جهان مرگ و میر، آسیب های جسمی و بیماریهای زیادی را به بار می آورند. از ۴۰ نوع بلایای طبیعی ثبت شده در جهان ، ۳۱ نوع آن در کشور ما به ثبت رسیده است . در دهه های اخیر، بلایا و آثار آنها در تمام جهان سیر تصاعدی داشته وعلل زیادی باعث افزایش تلفات ناشی از آن شده است.از مهمترین این عوامل می توان به شهرنشینی و افزایش تراکم جمعیت در نقاط خاصی از کره زمین اشاره نمود.معمولاً افزایش تراکم جمعیت با توزیع امکانات شهری هماهنگ نیست و این امر به آسیب پذیری جامعه دامن می زند. در ایران طی کمتر از دو دهه گذشته بیش از یکصد هزار نفر بر اثر زلزله جان خود را از دست داده اند و درحوادث غیرطبیعی نیز همین بس که طی سال با بیش از بیست و شش هزارکشته حوادث رانندگی درصدر مرگ ومیرحوادث غیر طبیعی نیز هستیم. در حالیکه زلزله اخیر ژاپن با عنوان شدیدترین زلزله دنیا ، تنها یک نفر کشته داشته است . این آمار بسیار خلاصه نشان دهنده موقعیت ما در مقابله با حوادث طبیعی است. مقایسه آمار ایران و جهان نشان دهنده این مطالب است که اولاً ما نیز میتوانیم چنین تجربه ای داشته باشیم ثانیاً راه درازیتا رسیدن به این نقطه در پیش داریم. با تمام این اوصاف سئوال این است که ما با توجه به امکانات و سوابقی که داریم در مقابله با حوادث چه باید بکنیم ؟ مدیریت بحران مبحثی است که به تازگی در کشور ما ( مانند بسیاری از مباحث دیگر ) مورد توجه قرار گرفته است به خصوص پس از فاجعه رودبار و بم که منجر به کشته شدن حدود۴۰۰۰۰نفر در هر زلزله گردید .اگر تصمیم داریم شکل مدیریت بحران را در سطح یک شهر و یک کل به نحو مطلوب برقرار نماییم چاره ای جز تجزیه و جزء به جزء دیدن این کل نداریم لذا مجبوریم به اجزاء تشکیل دهنده شهر از جزء به کل توجه کنیم ، که عبارت است از : ۱- واحد همسایگی ، ۲ – کوچه یا گروه مسکونی ، ۳- کوی یا واحد همسایگی ،‌۴- محله ، ۵- برزن ، ۶- ناحیه ، ۷- منطقه .تجربه زلزله رودبار و بم در حوادث طبیعی از یک سو و تجربه آبادان و خرمشهر در حوادث غیرطبیعی از سوی دیگر در ایران نشان می دهد خیل انبوه امدادگران از روز اول خود را به مناطق زلزله زده و یا جنگمی رسانند، منتها با پیکره بزرگ یکشهر ویرانه روبرو می شوند و در مقابل این نا بسامانی وعظمت خودرا عاجز می بینند و عدم مدیریت یعنی همین غلبه شهر بر امدادگران . تبدیل کل یک شهر به سلولهای شهری مستقل کمک به سزایی به مدیریت بحران در ان می نماید.بر خلاف تصور غلط رایج ، مدیریت بحران مربوط به زمان حادثه نمی شود . در کشور ما مانند بسیاری از امور دیگر هنگامی به حادثه می پردازیم که پیش آمده باشد و البته این مشکل فرهنگی ریشه ای بس عمیق دارد . ما معمولاً به دکتر نمی رویم مگر مجبور شویم . مدیریت بحران نیز دچار همین ضایعه فرهنگی است . گذشته نشان داده است که در مقابله با حوادث تنها یک راه وجود دارد وآن استفاده از تجربه های حوادث گذشته است . ما همواره بهای سنگینی را برای تجربه کردن می پردازیم و هرگز از آن استفاده نمی کنیم .نگاه این نوشتار به راهبردها و راهکارهای عملی در راستای تحقق پیدا کردن همیاری محله های مشابه در شهرهای گوناگون به منظور امداد و درمان و امنیت و مدیریت بحران در لحظات اولیه حادثه می باشد. به عبارتی امدادگران محله معین از قبل کاملاً توجیه شده باشند و بارها مانور عملیات امدادی را در مقیاس یک بهیک تمرین کرده باشند وبلافاصله پس از ورود به شهر آسیب دیده طبق دستور العملها بدانند که چگونه به سراغ محله معین آسیب دیده رفته و به کمک اهالی زنده مانده در محله آسیب دیده یک ستاد مدیریت بحران دلسوز برای همه موارد مورد نیاز از امنیت محله تا نگهداری کودکان و یافتن مجروحین و شناسایی و دفن کشته شدگان و همچنین برپایی مرکز درمانی اورژانسی و تبادل برنامه ریزی با دیگر محلات همجوار در همانناحیه و همچنین اسکان موقت زنده ها بر پا کنند ودر برنامه ریزی بازسازی مشارکتداشته باشد . امید است راههای رسیدن به این مهم در اصل مقاله با تدوین راهبردهای کاربردی بررسی و میسر گردد.در اینجا ‌نگارنده تجارب خود را درباره شناخت حوادث و برنامه ریزی مدیریت بحران گنجانده است که بیشتر بر اساس تحقیقات و تجارب میدانی و نتیجه گیری از عملکردهای موجود در هنگام حادثه ریشه گرفته است و اصولاً تحقیقی علمی و جامع در باب مدیریت بحران و ارائه و تحلیل نظریات گوناگون و مقایسه آنها نمی باشد.