مقاله تضاد و تعارض قومي عناصر ترک و تاجيک در عصر صفويه (از شاه تهماسب تا پايان حکومت صفوي) که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۷ – بهار ۱۳۸۸ در مسكويه از صفحه ۱۹۱ تا ۲۰۶ منتشر شده است.
نام: تضاد و تعارض قومي عناصر ترک و تاجيک در عصر صفويه (از شاه تهماسب تا پايان حکومت صفوي)
این مقاله دارای ۱۶ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله ترک
مقاله تاجيک
مقاله گرجيان
مقاله ارامنه
مقاله شاه عباس
مقاله شاه سلطان حسين

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: قنادي محمدرضا
جناب آقای / سرکار خانم: غفاري مريم

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
تضاد و تعارض ميان سران و سرداران قزلباش با صاحب منصبان ايراني، فقط جلوه هاي خاصي بود که پس از فتح ايران توسط اعراب تا انقلاب مشروطه به صورت هاي گوناگون بروز يافت. همين تضاد هنگام به قدرت رسيدن شاه اسماعيل نيز وجود داشت. وي در پي تحکيم فرمان روايي خويش آگاهانه و در رويکردي توطئه گرانه، از اين تضاد در راستاي حفظ و استحکام قدرت خود بهره جست. تنش هاي قبيله اي قزلباشان در عصر شاه تهماسب ادامه يافت و در عصر محمد خدابنده با قتل ملکه، رويکردي نو به خود گرفت. عصر شاه عباس در واقع عصر تحديد قدرت قزلباشان و ايجاد مناصب جديد نظامي و جاي گزيني نيروي سوم به جاي قزلباشان بود. عصري که عنصر ترک و تاجيک در تقابل با گرجيان و ارامنه ظاهر گرديد. گويي دشمني اين دو عنصر پاياني نداشت و تنش و تعارض در عصر شاه سليمان و به خصوص شاه سلطان حسين ادامه يافت و با قتل لطفعلي خان و فتحعلي خان اعتمادالدوله، طومار سلسله صفويه با هجوم افغان در اثر تزلزل در ساخت اداري، در نورديد و عاملي شد براي انحطاط و فروپاشي دولت صفويه.