مقاله تطبيق شخصيت پردازي در داستان هاي کوتاه ايراني و خارجي (عنوان عربي: دراسة مقارنة بين خلق الشخصيات في القصص القصيرة الإيرانية والأجنبية) که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۷ در مطالعات ادبيات تطبيقي (ادبيات تطبيقي) از صفحه ۹۵ تا ۱۲۳ منتشر شده است.
نام: تطبيق شخصيت پردازي در داستان هاي کوتاه ايراني و خارجي (عنوان عربي: دراسة مقارنة بين خلق الشخصيات في القصص القصيرة الإيرانية والأجنبية)
این مقاله دارای ۲۹ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله نظريه سيستم ها
مقاله داستان کوتاه
مقاله حساسيت
مقاله ديناميک
مقاله بازخورد
مقاله رفتار نهايي (كليد واژه عربي: نظرية الأنظمة
مقاله القصة القصيرة
مقاله الحساسية
مقاله ديناميک
مقاله التلاقي
مقاله التعامل الأخير)

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: شكروي شادمان
جناب آقای / سرکار خانم: نوروزيان مسعود

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
چکيده فارسي:
در ادامه پيش فرضيه مطرح شده در خصوص امکان استفاده از رياضيات در تجزيه و تحليل هاي ادبي و به ويژه داستان کوتاه، در بررسي حاضر، چشم اندازي به نظريه سيستم ها و چگونگي استفاده از آن در تحليل داستان کوتاه گشوده شده است. بحث به داستان کوتاه محدود شده و در همين راستا شخصيت پردازي و به ويژه نحوه ارتباط شخصيت ها در آغاز و پايان داستان با استفاده از برخي اصول نظريه سيستم ها ارزيابي شده است. مهم ترين نتايج به دست آمده به قرار زير است:
۱٫ داستان به طور کلي يک سيستم است يا به عبارتي، نظام سيستميک در آن حکمفرما است. بنابراين، اصول نظريه سيستم ها در مورد داستان مي تواند مصداق داشته باشد.
۲٫ در حالت خاص ممکن است سيستم به ازاي همه ورودي ها يک پاسخ ثابت بدهد و در ظاهر، ورودي و خروجي سيستم با هم مساوي باشند. اين نظريه مي تواند در مورد بسياري از داستان هاي مدرن امروز مصداق داشته باشد. در واقع، اين گونه سيستم هاي با پاسخ ثابت را ميتوان از نظري جزو ابداعات داستان هاي کوتاه مدرن دانست.
۳٫ نکته ديگر در نظريه سيستم ها، مساله حساسيت است. عملکرد سيستم هاي داستاني نويسندگاني مانند ارسکين کالدول و اُ. هنري حساسيت هنري ندارد، يا بهتر بگوييم در مقايسه با داستان هاي نويسندگاني مانند ج.د. سالينجر، درجه حساسيت به مراتب پايين تري دارد.
۴٫ موضوع ديگر مطرح در نظريه سيستم ها، متغيرهاي تصادفي است. داستان اسقف چخوف پاياني جبري دارد ولي داستان بانو با سگ ملوس در محدوده اي از حالت هاي پاياني مي تواند نوسان کند. احتمال وقوع وقايع متفاوت تقريبا معادل است.
۵٫ سيستم هايي وجودد دارد که رفتار نهايي آنها مستقل از نحوه شروع است. در واقع خروجي مستقل از ورودي است. از اين نظر، داستان هاي نويسندگاني مانند موپاسان با کوتاه نويساني مانند چخوف در تقابل هم قرار مي گيرند.
۶٫ قابليت ديگر در سيستم ها، مجموعه اي از توان ايجاد هوشمندي است که تحت دو اصطلاح عليت و بازخورد درباره آنها بحث مي شود. مساله حافظه سيستم در اين مقوله مطرح مي شود. بر اين اساس است که داستان هاي ايساک بابل و ج.د. سالينجر علي رغم پيچيدگي موضوعي قابل درک هستند.
۷٫ مساله روي آوردن به فرم به جاي طرح هاي از پيش تعيين شده که در داستان کوتاه قرن بيستم رواج يافت، بر اساس نظريه سيستم ها، به ويژه مساله استقلال اجزاي سيستم قابل تبيين است.