سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: چهارمین همایش ملی بیوتکنولوژی ایران

تعداد صفحات: ۵

نویسنده(ها):

علیرضا بندانی – عضئ هیأت علمی گروه گیاه پزشکی دانشگاه تهران
ابوالقاسم محمدی – عضو هیأت علمی گروه زراعت و اصلاح نباتات دانشگاه تبریز
عباسعلی امام جمعه – عضو هیأت علمی گروه زراعت و اصلاح نباتات دانشگاه زابل
محمدرضا خلف باغی – دانشجوی سابق کارشناسی ارشد اصلاح نباتات دانشگاه زابل

چکیده:

از آنجاییکه تنوع به عنوان ابزار اصلاح نباتات محسوب می گردد، لذا تعیین روابط ژنتیکی ذخائر توارثی گونه های گیاهی در برنامه های اصلاح نباتی از اهمیت خاصی برخوردار است. بدین منظور برای تعیین روابط خویشاوندی ۲۰ رقم گندم موجود در مرکز تحقیقات کشاورزی سیستان از نشانگر مولکولی نیمه تصادفی ISJ در کنار نشانگر تصادفی RAPD-PCR استفاده گردید. روش دلاپورتا برای استخراج DNA مورد استفاده قرار گرفت. الکتروفورز DNA با استفاده از ژل آگارز ۱% برای تعیین کیفیت، حاکی از مناسب بودن کیفیت آنها بود. کمیت نمونه های DNA با استفاده از دستگاه بیوفتومتر و روش الکتروفورز ژل آگارز برای غلظتهای معین فاژ لامبدا تعیین گردید. پس از انجام PCR رقیق سازی نمونه های DNA انجام گردید. ۲۸ آغازگر تصادفی و نیمه تصادفی برای تکثیر قطعات DNA الگو مورد استفاده قرار گرفتند. تکثیر قطعات DNA فقط در ۱۵ آغازگر مشاهده شد و ۱۳ آغازگر دیگر یا هیچ باندی تولید نکردند . یا اینکه فرآورده های تکثیری آنها دارای وضوح و قابلیت تکرار پذیری کافی نبود. ۱۵ آغازگر باقی مانده، باندهای تکثیری واضح تولید نمودند. این آغازگر ها جمعاً ۷۷ قطعه DNA تکثیر نمودند، که از بین آنها ۱۹ قطعه (۲۴/۷%)در بین ارقام تک شکل بودند و باقیمانده قطعات (۷۵/۳%) ، بین ارقام گندم باندهای چندشکل تولید کردند. اندازه قطعات تکثیری در محدوده ۵۶۴ تا ۴۲۷۷ جفت باز تخمین زده شد. محاسبه میزان PIC نشان داد که نشانگر IT بیشترین چندشکلی را داشته است. میانگین ضریب تشابه (۰/۴۲۳) نیز نشاندهنده توزیع نسبتاً گسترده در تنوع ژنتیکی است که به نوبه خود بیانگر بنیان ژنتیکی گسترده در محل منشأاین گونه می باشد. کمترین شباهت ژنتیکی (۰/۱۲۵) بین ارقام مدروم و پاستور و بیشترین شباهت (۰/۷۳) بین ارقام قدس و نیک نژاد و نیز بین هیبرید و هیرمند/ بولانی و بولانی/ فلات وجود داشت. گروه بندی ارقام بر اساس ضرایب تشابه جاکارد و روش UPGMA انجام گرفت. ارقام در سه گروه دسته بندی شدند و از آنجاییکه ارقام به دو گروه با منشأ بومی سیستان و غیر بومی تقسیم بندی می شدند، لذا تجزیه خوشه ای در هر یک از گروه ها نیز انجام گرفت. تجزیه تابع تشخیص نیز گروه بندیهای حاصله را تأیید نمود. نتایج حاصل روابط خویشاوندی ارقام گندم مورد تحقیق را آشکار نمود و پیشنهاداتی را برای تحقیقات بعدی در این مورد فراهم آورد.