سال انتشار: ۱۳۸۲

محل انتشار: سومین کنفرانس منطقه ای تغییر اقلیم

تعداد صفحات: ۱۲

نویسنده(ها):

حسین عساکره – دانشگاه زنجان
حسنعلی غیور – دانشگاه اصفهان

چکیده:

به دلیل اهمیت و تاثیر دما بر شرایط محیطی واقتصادی – اجتماعی و همچنین نقش آن در برنامه ریزی های خرد و کلان، تغییرات رفتار دمای جهانی در بازه های زمانی طولانی (روند) و کوتاه مدت (فازها و چرخه ها) به ویژه در سال های اخیر مورد توجه محافل علمی بوده است. بررسی های جونس و همکاران (۱۹۸۶) و هانسن و لبدف (۱۹۸۷) از عمده ترین تحقیقات در این زمینه، بوده که مولفه های مختلف دمایی سده اخیر را با توجه به ویژگیهای زمانی – مکانی مورد توجه قرار داده اند.
اگرچه گرمایش زمین طی سده گذشته واقعیتی است که با آن مواجه بوده ایم اما به دلیل کوتاه بودن داده های اندازه گیری مستقیم عناصر اقلیمی، قطعیت و پایداری روند گرمایشی مورد تردید است. چرا که وجود فازها، چرخه ها و رویدادهای تصادفی مختلف در اقلیم نیازمند اتخاذ شیوه های مناسب و ابزارهای دقیق برای تفکیک مرزهای تغییر از تغییرپذیری است. بنابراین می بایست روش هایی مورد توجه قرار گیرد که ویژگی های اقلیم (برهم کنش اجزای دستگاه اقلیم، فرایند پسخوراند، غیر خطی بودن رفتار اقلیم، زمان تاخیر، حساسیت اقلیم و غیره) را به خوبی تعریف نماید. در این صورت علل و عوامل موثر بر دگرگونی ها به شکل ساده تر و قطعی تری توضیح و تعریف خواهد گردید.
در این تحقیق معلوم شد که علاوه بر روند افزایشی، فازهای سه گانه، چرخه های چندساله و چندین مولفه تصادفی در دمای سده اخیر رخ داده است. یکی از نظریات بسیار جالب در توجیه رفتار بلندمدت دمای سده اخیر، تغییر در غلظت گازهای گلخانه ای جو است در حالیکه در بازه زمانی کوتاه ترافت و خیزها به عوامل طبیعی نسبت داده می شود. به هر حال نقش گازهای گلخانه ای در روند عمومی دما انکار ناپذیر است. اما انتخاب شیوه مناسب در ارزیابی نقش این پدیده، تفسیر و پش بینی اقلیم آینده را با قطعیت بیشتری امکان پذیر می سازد. در این راستا شناخت حساسیت اقلیم در مقابل دو برابر شدن گازهای گلخانه ای از اهمیت زیادی برخوردار است. میزان حساسیت مزبور در دامنه ۶۹/ تا ۲/۱۹ درجه سلسیوس برآورد شده است. این دامنه وسیع حاکی از بر هم کنش عوامل متعدد بر تغییرات دما است. بنابراین افزایش مقطعی فراسنج ها و عناصر اقلیمی کمک شایان توجهی در برآورد و پیش بینی قطعی تر اقلیم خواهد نمود.
بر اساس مدل های ARIMA نیز مدل ARIMA (9,1,0) بر داده های هانسن و لبدف و مدل ARIMA (7,1,0) بر داده های جونس و همکاران برازش یافته است. .وجود تفاضلمرتبه اول در مدل های بالاگویای حاکمیت روند خطی بر داده ها است.