سال انتشار: ۱۳۸۳

محل انتشار: همایش ملی ساماندهی جامعه عشایر ایران

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

جبار رحمانی –

چکیده:

ایلات و عشایر در حیات اجتماعی و فرهنگی ایران بسیار موثر بوده اند کوچ نشینان بخش مهمی از جمعیت ایران هستند و هنوز هم در اقتصاد دامی ایران نیروهای مهمی اند. نسبت به نقش و تاثیری که کوچ نشینان در تاریخ و فرهنگ ایران داشته اند مطالعات اندکی درباره آنها صورت گرفته است. عمده آنچه که امروز در بابا زندگی کوچ نشینی نوشته شده است در مورد شیوه زندگی سنتی آنهاست در صورتی که تحولات کوچ نشینی در دنیای امروز بسیار بیش از آن است که بتوان بر آن چشم بست به تغییر امان اللهی بهاروند (۲۳۲:۱۳۶۸) "زندگی کوچ نشینی اکنون در آستانه نابودی اس". لذا از یک سو تلاش برای فهم و ثبات حیات سنتی کوچ نشینان لازم است چراکه بخشی از میراث بشری و تاریخی جوامع انسانی اند و از سوی دیگر فهم و بررسی وضعیت متغیر امروزی آنها هم می تواند به نابودی آنها منجر شود همان میزان اهمیت دارد. متاسفانه در متون تولید شده اشاره های اندک و کوتاهی به روند تحولات کوچ نشینی بالاخص در دنیای امروز و شرایط فعلی شده است در این پژوهش نیز تاکید ما بر مسئله دوم است یعنی تحولات و تغییرات فرهنگی ایلات و کوچ نشینان در وضعیت معاصر. این پژوهش از یکسو مبتنی بر مطالعات اسنادی است و تحولات تاریخی و فرهنگی ایلات و کوچ نشینان را در بستر کلان جامعه ایران و حتی مسائل بین المللی مورد بررسی قرار خواهند داد و از سوی دیگر مبتنی بر مطالعه میدانی و مصاحبه در یک میدان تحقیق محدود یعنی روستای قشلاق کریم آباد که از ایلات یکجانشینی شده هداوند لر هستند می باشد. در این مطالعه میدانی فرایند فرهنگ پذیری و نتایج و تبعات آن در عرصه زندگی و فرهنگ مردم این روستا به عنوان مصداقی از آن تحولات کلان تاریخی (تاثیرگذار بر ان و متاثر از آن) بررسی می شود. از دلایل اهمیت این روستا قرار گرفتن آن در مجاورت شهر ورامین و تهران (که از مهمترین مراکز شهرنشینی در ایران است) می باشد فرهنگ شهری تهران و تداوم آن در ورامین به میزان بالایی زندگی روستاییان را تحت تاثیر قرار داده که سیاست های توسعه ای دولت نیز به بسط و گسترش زندگی شهری دامن زده است و این خود پیامدهای بسیاری را برای مردم روستا و فرهنگ آنها داشته است. فرض بنیادی این پژوهش این است که تحولات کلان تاریخی و تغییرات فرهنگی در امور خرد و جزئی دو بعد یک روند و فرایند هستند و هر دو مکمل یکدیگرند و به طور متقابل بر یکدیگر اثر می گذارند. هر چند این پژوهش مشکلات نظری و روش شناختی بسیاری دارد از جمله کم بودن زمان مطالعه میدانی که خود نقص مهم و موثری است لکن بیشتر سعی بر این بوده از روش های کیفی انسان شناختی استفاده شود (در باب روش های انسان شناختی ر.ک Pelto&Pelto,1979) با این همه اینکار در حد یک اغاز برای کارهای بعدی می تواند باشد.