سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: هفتمین کنفرانس بین المللی مدیران کیفیت

تعداد صفحات: ۸

نویسنده(ها):

عبدالرضا سامره – کارشناسی مدیریت دولتی، معاون مدیر امور اداری سازمان جهاد کشاورزی است
قباد صیدی – کارشناسی ارشد آمار، کارشناس ارشد آمار و برنامه ریزی مدیریت امور اداری

چکیده:

بدون تردید یکی از اقدامات اصلی برای ارتقای بهره وری، تغییر نظام بودجه ریزی از وضعیت فعلی کهبر اساس نگرش نهاده ها محور نظم آن برقرار شده است به وضعیتی است که به جای پایش ردیفهای بودجه ای، ارزیابی عملکرد، سیستمهاو سازمانهای بودجه ای بر اساس ستانده ها انجام شود. بودجه ریزی عملیاتی در واقع همان بودجه برنامه ای است که به نحو دقیق تر و روشن تری اجرای برنامه ها را از دیدگاه «فایده و هزینه» تجزیه و تحلیل نموده و با روش اندازه گیری حجم کار، قیمت تمام شده تولید یا خدمت را بدست آورده و با نورمها و استانداردها، مقایسه تطبیقی و تحلیلی می نماید. امروزه مشارکت بخشهای خصوصی و دولتی در ارائه خدمات به جامعه نیز یکی از عناصر نظام جدید مدیریت بودجه است اگرچه روشهای مختلفی از مشارکت بین بخش دولتی و خصوصی وجود داشته ولی تاکید بر روش جدید بر چهار عامل: الف – تجدید ساختار لازم در سطح بخش دولتی با تاکید بیشتر بر مدیریت و هماهنگی به منظور بالا بردن قدرت پاسخگویی . ب – مشارکت سازمانهای داوطلب، گروهها و سایر سازمانه. پ- مشارکت مالی با بخش خصوصی از طریق انعقاد قرار داد موسوم به ساخت، اجرا و انتقال ت- انعقاد قراردادهای مشارکتی برای ایجاد شکل جدیدی از همکاری بین تولید کنندگان و مصرف کنندگان به منظورارائه خدمات با کیفیتی بهتر و هزینه ای کمتر استوار می باشد. این مطالعه به منظور بررسی محاسن ومعایب روش اجرای بودجه ریزی عملیاتی یا قیمت تمام شده در چهار مدیریت سازمان جهاد کشاورزی استان کرمانشاه با توجه به رویکرد سازمانها و الزام ماده ۱۳۸ قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی واجتماعی مبنی بر تغییر روش بودجه ریزی در کشور صورت گرفت. این مطالعه یک بررسی تحلیلی است که بر روی کارکنان چهار واحد : ۱- مدیریت پشتیبانی و امور ساختمان ۲- مدیریت امور اداری ۳- مدیریت طرح و برنامه ۴- اداره امور حقوقی انجام گرفته است. جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه کتبی و مصاحبه از ۵۰ نفر از کارکنان واحدهای مذکور که در ارتباط با قیمت تمام شده بوده اند صورت گرفته و با توجه به نتایج بدست آمده پس از اچرای طرح: ۶۲% موافق با افزایش انگیزه کارکنان ، ۷۴% موافق با افزایش رضایت ارباب رجوع، ۷۰% موافق تسریع در روند اجرای کار، ۸۴% موافق مجهز شدن به امکانات ووسایل مورد نیازز و ۹۰% موافق تمدید این روش در واحدهای مجری بوده اند و همچنین بر اساس ارزیابی بعمل امده عمده ترینموارد بازنگری و اصلاح که توسط کارکنان بعنوان ضعفاین روش بیان شده است عبارتند از : شیوه اجرای قیمت تمام شده، عدم پرداخت به موقع اعتبارات از سوی سازمان، عدم آموزش کافی و توجیه مدیران با توجه به اهداف اصلی بودجه ریزی عملیاتی و عدم وجود شاخص های استاندارد برای ارزیابی عملکرد واحدهای مجری می باشد. حال این سوال مطرح می شود آیا روش بودجه ریزی عملیاتی در عمل با موفقیت روبرو بوده است یا خیر؟