سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: کنگره ملی علوم انسانی

تعداد صفحات: ۱۷

نویسنده(ها):

سیدابراهیم بیضایی – عضو هیأت علمی دانشگاه هوایی شهید ستاری

چکیده:

علوم انسانی از زمره معارفی است که با توجه به فطرت انسان و هدف از خلقت کلیه زوایا و م سائل آن فقط برای خداوند تبارک و تعالی روشن و مشخص است و بشر برای بررسی پیرامون آن با محدویتهای فراوانی روبه رو می باشد .این محدودیتها باعث می شود بدون راهنمایی خداوند منان انسان در بررسیهای خود با اشتباه رو به رو شده ، مس یر ضلالت و گمراهی بپیماید . به همین د لیل خداوند مهربان پیام بران را با دستور هایی مشخص به راهنمایی بشر فرستاده که آخرین آنها حضرت محمد (ص) می باشد . متاسفانه در جوامع غربی این دیدگاه حاکم شده است که یا اصلا خداوندی وجود ندارد (مارکسیسم ) ی ا اعتقاد به خدا و ادیان مس أله ای شخصی است و نباید در امور اجتماعی وعلوم انسانی مرتبط با آن از قبیل اقتصاد، جامعه شناسی و سیاست دخالت داده شود (سکولاریسم).این نوع نگرش ، جوامع غربی را به برداشتها و نتیجه گیریهایی در خصوص علوم انسانی از جمله علم اقتصاد رسانده است که با فطرت انسانی مغایرت داشته و مشکلات عظیمی برای جوامع بشری به دنبال داشته است . اما در نظام جمهوری اسلامی ایران که مبنای آن اعتقاد به خداوند و کت اب مقدس قرآن است به هیچ وجه منطقی نیست که در زمینه علوم انسانی از برداشتها و نتیجه گیری های جوامع غربی تقلید شود و متفکرین و مسئولین این نظام وظیفه دارند که نگرش های خود در زمینه علوم انسانی از جمله علم اقتصاد را بر محور هنجارهای اسلامی که منبعث از کتاب قرآن و احادیث معصومین و مراجع بزرگ اسلامی است منطبق سازند . این نوع نگرش ها در بسیاری موارد با نگرشهای جهان غرب در رابطه با علوم انسانی و بالاخص عل م اقتصاد متفاوت است (مانند مسأله ربا و توز یع درآمدها و ثروتها ) و ما به هیچ وجه مجاز نیستم از آنها تقلید کنیم. در این مقاله درباره این نوع موضوعات بررسی و کنکاش به عمل می آید.