سال انتشار: ۱۳۹۲

محل انتشار: دومین همایش ملی آینده پژوهی

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

محمدرضا یاسمیان – مربی، کارشناسی ارشد ریاضی، مدرس و مدیر گروه ریاضی و آمار، دانشکده فنی و حرفهای شهید رجایی کاشان

چکیده:

از دیرباز تاکنون یکی از ایرادهایی که به دانشگاه های این مرز و بوم وارد بوده و هست این است که دانشجویان بعد از اتمام تحصیل جایگاهی در صنعت و جامعه ندارند و به عبارت دیگر بین اهداف دانشگاهها و جامعه فقط یک رابطه در حد حرف برقرار است و دانشگاه هاواره در پی نوآوری و بهره گیری از ابزارهای گوناگون برای رسیدن به این آرمان بوده است. هدف این مقاله آینده پژوهی برای معاونت پژوهشی دانشگاه هاست که بتواند رابطه ای مستقیم بین جامعه و دانشگاه برقرار کند .مطاهعه ی حاضر که به روش توصیفی انجام شده است از این جهت حائز اهمیت است که دنبال شناسایی مشکلات موجود در دانشگاه ها نیست بلکه دنبال ارائه استراتژی است که بتواند دانشگاه را به جایگاهی مطلوب برساند. بسیاری از رؤسای دانشگاهها خود را به عنوان قربانیان نیروهای محیطی می دانند لذا تلاش می کنند تا بیشتر از آنچه نیاز است به جای اینکه آینده پژوهی داشته باشند، واکنشی عمل کنند . مدیریت عدم اطمینان و ریسک یک بخش اصلی در آینده پژوهی است. مدیران ارشد دانشگاهها باید این فرضیه را بدانند بین آینده پژوهی و عملکرد دانشگاهها رابطه مستقیم وجود دارد. در این تحقیق شناخت میتواند یکی از مولفه هایی باشد که می تواند در آینده پژوهی معاونت پژوهشی دانشگاهها موثر باشد. شناخت دو مولفه اصلی دارد مولفه اول، فراشناخت )شناخت شناختها( و مولفه دوم استقبال از افراد با درجه استقبال بالاست. این افراد در محیط های کاری شیوه ای خلاقانه دارند. بر این اساس یکی از ضعفهای دانشگاه در معاونت پژوهشی این است که فکر می کنند این نوع افراد فقط بین اعضای هیأت علمی و دانشجویان مخصوصاً دانشجویان تحصیلات تکمیلی وجود دارند و از افرادی که در جامعه، مدیریت از نوع مدیر – مالک دارند و نیاز به تخصص پژوهشی و علمی دارند، غافل هستند. تفکر در مورد آینده امری ضروری است. آینده امری است که دانشگاه ها میتوانند آن را با اقدامات هدفمند خود طراحی کرده و شکل دهند لذا مدیران ارشد دانشگاهها باید نسبت به اقدامات خود و دیگران آگاهی و شناخت کافی داشته باشند و در تمامی اقدامات پژوهشی به محیط بیرون دانشگاه توجه کافی داشته باشند. بدین ترتیب باید بکوشند علاوه بر شناخت امور در حال وقوع، اموری که شاید تحت شرایط خاصی اتفاق بیفتد را نیز بشناسند. کسانی که در دانشگاه ها مدیر میشوند باید توجه داشته باشند که با توجه به سرعت تغییرات موجود در محیط، روش های مدیریت بوروکراسی جوابگو نخواهد بود و باید کانون توجه آنها درون کنترل باشد یعنی این اصل را بپذیرند که انسان می تواند در سرنوشت آینده تاثیرگذار باشد و مانند افراد برونگرا همه امور را شانس و اقبال و خارج از کنترل خود ندانند. لذا آینده پژوهی در دانشگاهها به روش دانش شناخت، انجام پذیر خواهد بود. یعنی برای طراحی آینده باید زمان حال درنظر گرفته شود تا به یک چشم انداز منجر شود.