سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: همایش تمرکز و عدم تمرکز در فرایند برنامه ریزی درسی

تعداد صفحات: ۲۰

نویسنده(ها):

مقصود امین خندقی – دانشجوی دکتری برنامه ریزی درسی دانشگاه تربیت مدرس و عضو هیات علمی دانش
محمدعلی گودرزی – دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی دانشگاه تهران و عضو هیات علمی جهاد دانشگاه

چکیده:

به نظر می رسد که تمرکز زدایی در آموزش و پرورش به طور اعم و برنامه ریزی درسی به طور اخص در دهه های گذشته یک روند جهانی باشد . بررسی ها نشان می دهد که طی چند دهه اخیر در مباحث سیاسی یک اشتغال ذهنی نسبت به تمرکز زدایی آموزشی در میان کشورهایجهان و در میان نهادهای توسعة بین المللی وجود داشته است .(Leung,2004)اقدام تمرکز زدایی مشابه در کشورهای مختلف، ممکن است به انگیزه های مختلفی صورت پذیرفته باشد ).Muta, 2000) به عنوان مثال، کشورهای حوزة آمریکای لاتین با تمرکز زدایی آموزشی روبه رو بودند و این اقدامات ( تمرکز زدایی ) عمدتاً از سوی بانک جهانی و مؤسسات با نفوذ بین المللی ترغیب و تشویق می گردید . از اینرو تمرکز زدایی به عنوان یک اصل اساسی و لایتغیر بازسازی بخش آموزش و پرورش این کشورها مطرح گردیده ) Kubal, 2003) و پس از آن، به سایر زیر سیستم های آموزش و پرورش نظیر برنامة درسی نیز تسری پیدا کرده است . اما پر واضح است که انتخاب یا رد تمرکز زدایی نباید صرفاً متکی به توصیه های بین المللی و تبعیت و تقلید از روندهای جهانی باشد . بنابراین، تعیین اینکه آیا تمرکز زدایی جنبة الزامی سیستم سازماندهی آموزش و پرورش و برنامة ریزی درسی است، یا محصول نهایی رشد و تکامل تدریجی و یا نتیجة تغییر و تصمیم سیاسی سیستم ، دارای اهمیت فراوان است . به عبارت روشن تر، تعیین مبادی فلسفی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تمرکز زدایی در نظام برنامة ریزی درسی از اهمیت بسیاری برخوردار است