سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: پنجمین همایش مراکز تحقیق و توسعه صنایع و معادن

تعداد صفحات: ۱۹

نویسنده(ها):

سیامک عقلمند – دانشجوی دوره phD مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی، دانشکده بهداشت و انستیت
فیض اله اکبری – عضو هیات علمی دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی، دانشگاه علو

چکیده:

یکی از واژه های رایج در متون مختلف کمله «توسعه پایدار» می باشد. محور هر توسعه ای «انسان» است. در جهان کنونی تنها انسانهای «توانمند» که درصد کمی از مردم را تشکیل می دهند، می توانند منشا تغییر و حرکت به سوی توسعه باشند. خصوصیات رفتاری این افراد – مانند خودجوشی، خطر پذیری ، خلاقیت، نوآوری، تعهد، همکاری، مشارکت و تلاشگری – به سوی موضوع بستگی دارد:
۱) غالب بودن «نیازهای سطح بالا»
۲) استفاده از شیوه «تفکر جانبی» و
۳) داشتن «آگاهی استراتژیک و دانش اساسی (دانش ارتقا)» در کنار دانشتخصصی (حرفه ای)
در حقیقت توانمندسازی در عمل بسیار مشکل و زمانبر است. توانمندسازی یک فرایند بوده و مانند سایر فرایندها نیاز به مدیریت دارد. منتهی با توجه به ماهیت چند بعدی قضیه، با یک شیوه یا مهارت خاص مدیریتی امکان نیل همه جانبه به آن وجود ندارد. برای این کار می بایستی کل سیستمهای اجتماعی دچار تغییر و تحول زیر بنایی در راستای اهداف توسعه شوند. این کار نیز به یک «فلسفه مدیریتی» جامع و کاملی نیاز دارد که اولاً در بر گیرنده تمام ابعاد توانمندسازی باشد، ثانیاً بستر طبیعی و واقعی را برای توانمندی در طول زمان و به موازات استقرار خود در سیستمهای اجتماعی، فراهم نماید. فلسفه «مدیریت جامع کیفیت» با تمرکز بر روی «فرایندها و سیستمها» می تواند انسانها را در عمل و در درون سیستمهای اجتماعی در مسیر یادگیری، رشد، توسعه، شکوفایی و بالندگی مستمر و بی پایان قرار دهد. از این رو، در نظر مولفین، انتخاب و استقرار این پارادیم مدیریتی در کل سیستمهای اجتماعی یک کشور اعم از دولتی و خصوصی و نیز خرد و کلان یک راهبرداساسی برای حرکت به سمت توسعه پایدار می باشد.