توجیه ضرورت نظام غیر متمرکز از ابعاد گوناگون

برقراري نظام غیر متمرکز از ابعاد متعدد قابل توجیه و توجه است . براي کسب موفقیت ، لازم است به همه ابعاد به دقت، توجه شود. ابعد قابل توجه عبارتند از :

بعد اقتصادي- در نظام غیرمتمرکز تصمیمگیري در اختیار افرادي قرار میگیرد که نسبت به نیازهاي محلی و منطقه اي اشراف بیشتري دارند. این اطلاعات محلی در بسیاري از مواقع راههاي ارزانتر و اقتصادي تر را براي ارایه خدمات در اختیار میگذارد. به علاوه، مسایل و مشکلات ناشی از مقابله ها و سدهاي محلی و منطقه اي خیلی زودتر و سریع تر رخ مینماید که چنان چه به موقع چارهاندیشی شود، با هزینه هاي کمتر قابل حل خواهد بود. در عین حال ، نظر باردهان (۱۹۹۶) دربارة اثرات اقتصادي اتخاذ سیاست هاي عدم تمرکز نیز قابل تامل است.

او معتقد است که عدم تمرکز در بسیاري از موارد مانند ارایه خدمات یا یافتن راه حل مسایل اقتصادي، ممکن است به میزان زیادي با توجه به امکانات و شرایط منطقه اي و محلی امکان پذیر باشد،- اگر چه در آن موارد نیز اغلب لازم می آید که سیاست هاي کلی توسط حکومت مرکزي مشخص شود- اما عدم تمرکز کامل در موضوعاتی چون آموزش و پرورش ، بهداشت ، برنامه ریزي درسی ، تهیه و تولید کتاب هاي درسی ، تربیت معلمان و… یا نامیسر است و یا هزینه هاي بسیار بیشتري را نسبت به برنامه ریزي متمرکز می طلبد.

بعد سیاسی- اجتماعی- پائولوفریره۱۹۸۵) ۱ نقل از گرگ(۱۹۹۲ ۲ ، همواره تأکید میکرد که مدرسه فرایندي خنثی و بی طرف نیست. او به آموزش و پرورش مدرسه اي به عنوان فرایندي نگاه میکند که در جهت بازتولید و مشروع ساختن شعور و آگاهی حاکم در درون فرهنگ موجود عمل مینماید. بنابراین، به نظر او بحث تمرکز یا عدم تمرکز ریشه ي سیاسی و ایدئولوژي دارد. ژیرو۱۹۸۱ ) ۳ نقل از همان ) در تحلیل دیدگاه فریره میگوید: به نظر او تمام روش تدریساساساً یک موضوع سیاسی است و تمام نظریات آموزشی نظریههاي سیاسی هستند. زیرا در هر طرح آموزشی فرضیاتی در مورد ماهیت آدمی، استفاده از اقتدار، تعریف زندگی خوب و … وجود دارد.

بنابراین، بدون ملاحظات سیاسی، اندیشیدن دربارة چگونگی نظام غیرمتمرکز ناممکن است. به بیان دیگر، نظام غیرمتمرکز برنامهریزي اغلب نیازمند فضاي سیاسی دموکراتیک است، به طوري که به شرط وجود دموکراسی ، سیاست مداران محلی براي استفاده از اطلاعات در جهت برنامه هاي غیرمتمرکز انگیزة بیشتري دارند تا کاربرد همان اطلاعات بر اساس یک نظام متمرکز. اما در جوامعی که توسعه دموکراتیک در آن ها اتفاق نیفتاده است و احزاب فعال نیستند و یا سیاست مداران قدرتمند منطقه اي و محلی وجود ندارند ، ممکن است نیازهاي محلی و منطقهاي به اندازة کافی و لازم مورد شناسایی قرار نگیرند. مک گین و استریت۱۹۶۸ )

۴ نقل از همان ) ، نیز تمرکززدایی در آموزش را از لحاظ معانی سیاسی مورد بررسی قرار دادهاند. آنها معتقدند اولین گام تمرکززدایی، طرح پرسشی براي توزیع قدرت میان گروه هاي متفاوت در جامعه است. این امر در برخی از کشورهاي آمریکاي لاتین، مانند مکزیک به صورت یک نبرد بین بروکراتها و تکنوکراتها بوده است. مک گین و استریت چنین نتیجهگیري میکنندکه تمرکزگرایی یا تمرکززدایی تنها به خاطر شایستگی تکنیکی انتخاب نمیشود، بلکه این امر به عنوان بخشی از استراتژي سیاسی است که حایز اهمیت فراوان است.