يافته ها

در مقطع زماني اول از ٥٠٠ دانشجوي در حال تحصيل در آن تاريخ ٣٠١ نفر و در مقطع زماني دوم از ٤٦٠ دانشجو ٣٩٥ نفر پرسشنامه ها را تکميل کردند. توزيع دانشجويان دو مقطع زماني از نظر خصوصيات در جدول شماره ١ ارائه شده است .

اين جدول نشان مي دهد که دانشجويان دو گروه به لحاظ سن ، جنس ، وضعيت تأهل ، محل اصلي زندگي ، داشتن فرزند و وضعيت اشتغال مشابه بوده و يا اختلاف موجود از نظر آماري قابل توجه نيست (٠.٥ <p).

توزيع دانشجويان بر حسب سلامت رواني و به تفکيک مقاطع زماني مورد مطالعه در جدول شماره ٢ ارائه شده است و نشان مي دهد که در شرکت کنندگان مرحله اول ٦٠% و در گروه دوم ٥٦% مشکوک به ناسازگاري رواني بودند. آزمون کاي -دو نشان داد که اين اختلاف بين دو مقطع زماني از نظر آماري معني دار نبود (٠.٣ <p).

در شرکت کنندگان سال تحصيلي ٨٣-٨٢، افراد مشکوک به ناسازگاري رواني همگي مستعد به بيماري رواني بوده (نمره ٢٣ تا ٥٣ در تست ۲۸-GHQ) ولي هيچکس بيماري را به شکل کامل نشان نداده بود. اما در شرکت کنندگان سال تحصيلي ٨٩-٨٨، از افراد مشکوک به ناسازگاري رواني ٢١٠ نفر (٩٥%) مستعد به بيماري رواني بوده و ١١ نفر (٥%) بيماري را به شکل کامل نشان دادند (نمره ٥٤ تا ٨٤). در رابطه با عوامل مرتبط ، تنها جنسيت بود که در ميزان استرس نقش داشت ، به  طوري که در تمامي موارد شاخصهاي سلامت رواني ، دختران در هر دو گروه وضعيت بدتري را نسبت به پسران نشان دادند

(٠.٠٥  >p). تفاوت آماري قابل توجهي از نظر ترم تحصيلي دانشجويان در اين زمينه وجود نداشت (٠.٣ >p). در بين شاخصهاي سلامت رواني ، اضطراب و به دنبال آن اختلال کارکرد اجتماعي و علايم جسماني داراي بيشترين نقش و افسردگي داراي کمترين نقش بودند. توزيع دانشجويان مورد بررسي بر حسب عوامل استرس زا نشان مي دهد که از نظر دانشجويان سال تحصيلي ٨٣-٨٢، استرس وارده از طرف اساتيد و مسؤولين دانشکده در ٧٦.٤% شماره ١، پي درپي ٩١، فروردين و ارديبهشت ١٣٩٢ موارد مهمترين عامل استرس زا بوده است و در رتبه هاي بعدي به ترتيب مشکلات مالي به ميزان ٦٣.٤%، و حجم تکاليف و دشواري دروس با ٥٧.٨% قرار دارد. کمترين عوامل استرس زا مربوط به برخورد با جنس مخالف به ميزان ٨% و مشکلات خانوادگي به ميزان ٤.٧% بود (نمودار شماره ١).