مقاله توليد مايكوپروتئين با فوزاريوم ونناتوم ATCC20334 به روش كشت سطحي با استفاده از طرح مركب مركزي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۸ در مجله علوم تغذيه و صنايع غذايي ايران از صفحه ۴۵ تا ۵۲ منتشر شده است.
نام: توليد مايكوپروتئين با فوزاريوم ونناتوم ATCC20334 به روش كشت سطحي با استفاده از طرح مركب مركزي
این مقاله دارای ۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله مايکوپروتئين
مقاله کشت سطحي
مقاله فوزاريوم ونناتوم
مقاله طرح مرکب مرکزي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: مرضيه حسيني سيده
جناب آقای / سرکار خانم: خسروي داراني كيانوش
جناب آقای / سرکار خانم: محمدي فر محمدامين
جناب آقای / سرکار خانم: نيكوپور هوشنگ
جناب آقای / سرکار خانم: حسيني هدايت
جناب آقای / سرکار خانم: ولايي ناصر

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
سابقه و هدف: پروتئين حاصل از رشد قارچ رشته اي به علت خواص تغذيهاي، فيزيكي و شيميايي به عنوان يك افزودني پروتئيني براي غذاي انسان مطرح است. در اين تحقيق، اثر مقدار تلقيح و غلظت اوليه منابع كربن و نيتروژن بر توليد مايكوپروتئين با قارچ فوزاريوم ونناتوم ATCC20334 از قند خرما بررسي شد.
مواد و روش ‌ها: درصد وزن خشك، نيتروژن، قند، رطوبت، خاكستر و
pH سوبسترا اندازه گيري شد. محيط كشت اصلاح وگل شده براي نگهداري و تلقيح استفاده و گرمخانه گذاري مايه تلقيح در دمايC˚ ۳۰ به مدت ۷۲ ساعت انجام شد. تعيين وزن خشك سلولي با روش آون صورت گرفت. برازش داده ها با معادله چندجمله اي درجه دوم و بهينه سازي پاسخ با نرم افزار Minitab14 صورت گرفت. در پايان شرايط بهينه تعيين و آزمايش تاييدي انجام شد.
يافته‌ ها‌: مدل ارايه شده براي توليد مايكوپروتئين برحسب وزن خشك توده زيستي داراي ضريب همبستگي ۹۸% بود. مقادير بهينه متغيرهاي مقدار تلقيح، منابع كربن و نيتروژن به ترتيب ۳۹/۱۵ درصد حجمي، ۲۰ و ۳۵/۴ گرم در ليتر به دست آمد كه در اين شرايط، مقدار پيش بيني شده براي توليد وزن خشك توده زيستي ۰۳۲/۵ گرم در ليتر بود. آزمايش تاييدي در شرايط بهينه انجام و ۸۴/۴ گرم در ليتر توده زيستي به دست آمد. ضريب همبستگي زياد مدل نمايانگر تطابق مناسب مدل محاسباتي با داده هاي آزمايشي و دقت مدل بود.
نتيجه گيري: با تغيير شرايط مايه تلقيح و تركيب شيميايي محيط كشت مي توان به رشد بهينه فوزاريوم ونناتوم و در نتيجه، حداكثر توليد توده زيستي دست يافت. همچنين استفاده از قند خرما به عنوان سوبستراي در دسترس و بومي ايران، جهت اصلاح محيط كشت و گل توجيه اقتصادي توليد را در مقياس صنعتي در كشت سطحي ممكن مي ‌سازد.