مبانی نظری پژوهش

خانواده از جمله نهادهایی است که میتوان با بررسی تحولات آن در طول تاریخ، تغییرات اجتماعی جامعه را مطالعه کرد. در همه دورانهای تاریخی، این نهاد وجود داشته و با تغییر نگرشها و دیدگاههای اجتماعی، دچار تغییرات اساسی شده است. به عنوان مثال تغییر جامعه از دوران سنتی به مدرن تاثیرات عمدهای بر نهاد خانواده گذاشته است که منجر به تغییر و هم چنین ایجاد مفاهیمی چون خانواده گسترده و خانواده هستهای شده و در آن تقسیم کار و وظایف افراد خانواده نسبت به یکدیگر تغییر یافته است. نظریه پردازی درباره خانواده از اولین نظریه پردازان آغاز شد و خانواده به دلیل اهمیت غیر قابل انکار آن همیشه مورد توجه نظریه پردازن قرار داشت که در ادامه خلاصه ای از نظریات از کلاسیک تا پست مدرن آورده بیان شده است.

جامعه شناسان کلاسیک

خانواده به علت نقش بنیادین و ابتداییش در زندگی بشر از ابتدا مورد توجه بسیاری از متفکرین قرار داشت به همین علت هم حضور نظریات خانواده از اولین جامعه شناسان قابل مشاهده است. برای مرور نظریات جامعه شناسان کلاسیک مروری صورت میگیرد بر دیدگاه برخی از مهم ترین جامعه شناسان کلاسیک.

زیمل

از دیدگاه زیمل، ازدواج نتیجه تغییر نامنظم و تصادفی بین زن و مرد است که برای ایجاد هنجارهای محدود کننده وضع شده است. چندین دهه قبل کشف شد که مادر و نه پدر بعنوان محور اصلی خانواده در جوامع ابتدایی بود و بچه اغلب به طایفه مادری تعلق میگرفت شاید دلیل اصلی آن روابط نامشروع و نامشخص بودن پدر بود.

در میان جوامع ناشناخته جهان آزادی بی قید در جوامع یافت نشده است و اگرهم دیده میشود نباید آنرا یک مرحله معتبر دانست، دلیل اینکه چند همسری نمیتواند وجود داشته باشد اینست که همیشه به تعداد مردان زنان نیز وجود داشتند، چند شوهری نیز فقط در شرایط خاص اتفاق می افتاد چون ازدواج کار پر زحمت و مشکلی بود که چند مرد مشترکا با هم انجام میدادند. وجود اشکال مختلف ازدواج هیچ یک شکل واحد جهانی حاکم را نشان نمیدهد از دیدگاه زیمل تکامل ازدواج از اشکال چند همسری به سوی تک همسری است.

زیمل دیگر روابط ازدواج را بعنوان اشکال واسطه قلمدادکرد در حالی که غریزه تک همسری بر سایر روابط غلبه دارد. در این جوامع فرزند به مادر متعلق بود و پدرش کسی بود که مادرش در ان لحظه به او متعلق بود بعد تک همسری شکل رایج ازدواج را به خود گرفت که در نتیجه شکل غالب بود که از شرایط اقتصادی و اجتماعی سرچشمه میگرفت.. از نظر او ریشه تاریخی ازدواج بچه دار شدن است و هدفش ادامه نسل و بقا میباشد. بر اساس مطالعات او زن در ابتدا بعنوان یک برده نگریسته میشد که مرد با ارزوی تجهیز شدن به نیروی کار رغبت به ازدواج با او را داشت ولی در مرحله بعد از ازدواج این بچه دار شدن است که اهمیت میابد. در واقع بعد از ازدواج در واقع مالکیت به چیزی موجب عشق ورزیدن به ان میشود. زیمل در بررسیهایش به تحلیلهای روانشناسانه دست میزد (گود، (۱۳۵۲