تکنیکهاي کاربردي مربوط به پیادهسازي مدیریت پروژه ناب و ارتباط آنها با استانداردهاي مدیریت پروژه، همگی با نگرش کاهش اتلافات و تسریع در انجام فعالیتهاي پروژه میباشند که با الگوبرداري از قواعد مشخص در تولید و تفکر ناب، سعی در ساختن محیطی کاملا ناب براي انجام پروژه ها دارد[۱۴]و .[۱۵]

تئوريهاي مدیریت به همان اندازه که مکمل یکدیگر هستند با یکدیگر تداخل نیز دارنند و در مواردي که این تداخل به صورت تضاد و تعارض نمایان میشود، به نظر میرسد بازگشت به اصول هریک از آنها میتواند روش برطرف کردن این تعارضات ظاهري را به ما نشان دهد. دیدگاه تئوري محدودیتها به گونهایست که این تعارضات نباید واقعی باشند زیرا همه آنها در جستجوي هدف یکسانی هستند. در واقع تئوريهایی که میکوشند این موضوع را بقبولانند که دیدگاه و طرز فکر آنها تنها دیدگاه موجود است، همانند آن شش مرد نابینایی میماند که یک فیل را لمس کردند… هر یک از این شش نفر فقط یک قسمت از بدن حیوان را لمس کرده و نظر خود را در مورد آن بیان می کردند. هدف از بررسی سیستمی این مقاله نیز اینگونه نیست که کسی را مجبور کند که به همان قسمتی از بدن فیل که میگوییم، دست بزند… بلکه وروديهایی را در اختیارمان میگذارد تا بخشی که در اختیارمان قرار دارد را شاید بتوانیم به روشی مفیدتر تفسیر نماییم.

 نتیجه گیري

در این مقاله سعی شد تا سیستم مدیریت پروژه ناب مورد بررسی قرار گیرد. سیستم پروژه از نیروي انسانی، فرآیند و محصول و روابط فی ما بین آنها تشکیل می شود. این روابط شامل روابط فرد با فرد، افراد با فعالیت ها و فعالیت با فعالیت می باشد. مطالعه صورت گرفته در این مقاله در قالب بررسی اصول، ابزارها، تکنیک ها و روش هایی می باشند که همگی به منظور ساده سازي مدیریت پروژه با هدف کاهش اتلافات و تسریع در رسیدن به نتایج موفقیت آمیز پروژه می باشد مدیر پروژه با بکارگیري فنون و تکنیک هاي متناسب و درخور هر پروژه می تواند همانند دونده هاي دوي امدادي که وظیفه محوله را به سرعت به اتمام رسانده و چوب مسابقه را به ورزشکار بعدي تحویل می دهند،

باعث شود تا در کوتاهترین زمان ممکن و در عین حال با کاهش هزینه هاي موجود، پروژه را به نتیجه برسد. در واقع تمرکز بر اجزاي پروژه همانند رد کردن چوب مسابقه در مسابقه دوي امدادي براي دستیابی به نتایج پروژه ضروري می باشد. سیستم پروژه میتواند با بهرهگیري از مدیریت پروژه زنجیره بحرانی و با استفاده از رویکرد تئوري محدودیتها به این هدف نائل شود. البته در این میان میتوان از اصول تولید ناب به منظور ایجاد سیستم پروژه ناب بهره جست. پیادهسازي یک سیستم ناب مستلزم متناسب ساختن سیستم مطابق نیازهاي مدیر پروژه میباشد. در نهایت با درنظر گرفتن این مطلب که پروژه زمانی به سوددهی می رسد که خروجی و نتیجه اي در بر داشته باشد، می توان بر این اصل که تمرکز اصلی مدیریت پروژه ناب میباشد صحه گذاشت “هر پروژهاي که ارزش اجرا شدن داشته باشد ارزش سریع اجرا شدن را نیز دارد”. با توجه به تحقیقات اندك صورت گرفته در خصوص مدیریت پروژه ناب در کشورمان، امید است تا مدیران بیشتري در زمینه بکارگیري اصول ناب در مدیریت پروژه ها گام بر دارند.