مقاله جامعه شناسي انزواي روشنفكران (نقدكنش هاي روشنفكران عصر مشروطه تا پايان سلطنت پهلوي اول) که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار و تابستان ۱۳۸۷ در مجله جامعه شناسي ايران از صفحه ۱۲۷ تا ۱۶۴ منتشر شده است.
نام: جامعه شناسي انزواي روشنفكران (نقدكنش هاي روشنفكران عصر مشروطه تا پايان سلطنت پهلوي اول)
این مقاله دارای ۳۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله روشنفكران
مقاله توسعه
مقاله مدرنيته
مقاله انقلاب مشروطه
مقاله جامعه شناسي روشنفكران
مقاله نفوذ سياسي و اجتماعي روشنفكران

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: زاهدي محمدجواد
جناب آقای / سرکار خانم: حيدرپور محمد

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
پيدايش گروه روشنفكران در ايران و به دنبال آن آغاز جنبش روشنفكري با هدف نوسازي جامعه، به آستانه مشروطيت باز مي گردد. روشنفكران عصر مشروطيت تا پايان دوره پهلوي اول نقش تاريخي دوران سازي را به عهده داشتند. آنان پيشگامان مدرنيته و نوسازي بودند. خاستگاه اجتماعي و انديشگي اين روشنفكران و مفاهيم و مسايلي كه به آن مي پرداختند از زمينه هاي موضوعي جامعه شناسي تاريخي و از مباحث اصلي جامعه شناسي روشنفكران ايران است. چگونگي ايفاي نقش اجتماعي و تاريخي توسط اين روشنفكران، پايگاه اجتماعي آنان و نيز نحوه ارتباط شان با مردم و حكومت موضوع اصلي اين پژوهش است.
رويكرد روش شناختي تحقيق،‌ رويكردي تحليلي و انتقادي با استفاده از روش فراتحليل و اسلوب جامعه شناسي تاريخي است و در اين راه از ديدگاه وبر و پارسونز و ديگر صاحبنظران در زمينه نقش اجتماعي روشنفكران استفاده شده است. هدف اصلي تحقيق، تبيين جامعه شناختي نقش اجتماعي و سياسي روشنفكران در عصر مشروطيت و پهلوي اول و يافتن پاسخ براي اين پرسش اساسي است كه: «چرا روشنفكران پس از انقلاب مشروطيت نتوانستند مواضع اجتماعي و سياسي تاثيرگذار خود را حفظ كنند؟». براي پاسخگويي به اين پرسش چند پيش فرض تاريخي مطرح و سپس با استفاده از مطالعات تاريخي انجام شده در اين زمينه به بررسي اين پيش فرض ها پرداخته شد.
نتايج پژوهش نشان مي دهد كه برخي روشنفكران ايران در عصر مشروطيت با در پيش گرفتن روش فروكاستن معاني و مفاهيم مدرن به مفهوم هاي سنتي و برخي ديگر با تاسي به الگوي روشنگري فرانسوي كه راهبرد خشونت آميز را سرمشق خود قرار مي دهد، موجب از دست رفتن مواضع اجتماعي و سياسي تاثيرگذار اوليه خود شدند. البته در اين فرآيند، ساختار فرسوده جامعه و فرهنگ سنتي حاكم بر آن و نقش مخرب محافظان فرهنگ سنتي و در اقليت مطلق بودن اقشار تحصيلكرده و متوسط نيز در افول نقش روشنفكران موثر بوده است. علاوه بر اين، در دوره پهلوي اول اتخاذ استراتژي «توسعه آمرانه» به عنوان راهبرد اصلي ترقي جامعه و انسداد سياسي كه رضاشاه بر جامعه ايران تحميل كرد، نيز از زمره عوامل مهم ديگري است كه سبب از دست رفتن مواضع اجتماعي و سياسي تاثيرگذار روشنفكران در جامعه ايران شد.