سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: سومین کنگره بین المللی بهداشت، درمان و مدیریت بحران در حوادث غیرمترقبه

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

علی غنجال – دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله – پژوهشکده طب رزمی مرکز تحقیقات بهداری د
منیره متقی – دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله – پژوهشکده طب رزمی مرکز تحقیقات بهداری د

چکیده:

براساس تعریف WHO به یک پدیده اکولوژیکی ناگهانی که پیرو آن نیاز به دریافت کمـک خـارجی باشـد حادثـه غیـر مترقبـه اطلاق می شود . حال اگر این تغییر ناگهانی و یکباره باعث ایجاد آشفتگی و تغییر حالـت سـریع در وضـعیت خاصـی از ز نـدگی جوامع انسانی بشود از آن تحت عنوان » بحران « نام برده می شود . مسئله مهم در این حوادث این است که ممکن اسـت ظـرف چند ثانیه تا چند ساعت افراد صدمه دیده همه هستی و متعلقات خود را از دست داده و شاهد مرگ عزیـزان خـود باشـند و از این رهگذر متحمل استرسهای گوناگونی ش وند که هرکدام از این استرسها می تواند یک فرد را از پـا در بیـاورد . در واقـع بحـران نوعی پاسخ به وقایع خطرآفرین است و نوعی پاسخ به خطر زایی یک حادثه است که معمولاً به صورت یـک شـرایط دردنـاک و ناخوشایند تجربه می شود . بحران می تواند به صورت محدود و یا دراز مدت باشد . وقتی که تعادل هیجـانی حاصـل از بحـران بـه ثبات قبلی خود برگشت نماید بحران دفع می شود . حال در این موقعیت اگر واکنش های سازگارانه ای در برابر بحران به حرکـت درآیند منجر به حل بحران می شود و اگر واکنش های ناسازگارانه ای در برابر بحران به حرکت درآینـد منجـر بـه عمیـق ترشـدن بحران و بروز علائم و اختلالات روانی گوناگونی می گردد . لـذا مداخلـه سـریع و مناسـب در یـک بحـران و انجـام توانبخـشی و مددکاری سریع و بهره گیری از شیوه های بحران زدایی در این مواقع از اهمیت خاصی برخورداراست . . اهداف کلی در توانبخشی حوادث غیرمترقبه عبارتند از : -۱ کاهش سطح آسیب پذیری جامعه -۲ ارایه خدمات مطلـوب وسـریع پزشـکی -۳ ارایـه خـدمات مطلوب وسریع اجتماعی ( مددکاری ) -۴ احیای مجدد شرایط سلامتی شخصی و اجتماعی مانند شرایط قبل از ایجاد حادثـه کـه این اهداف در دو گروه اصلی توانبخشی پزشکی و اجتماعی سازماندهی می شوند . ًمعمولا برای انجام یک توانبخشی و مـددکاری صحیح و جامع و کامل باید اهداف و سیاست های مرتبط با این کار در ۳ فاز قبل از حادثه، حین حادثه، و پس از حادثه در نظر گرفته شده و تعریف شوند و در این کار باید به یک سری اصول و مبانی حاکم بر برنامه های توانبخشی توجه ویژه مبذول داشت که عبارتند از : اصول و مبانی حاکم بر برنامه های توانبخشی : -۱ توجه ویژه به گروه های پرمخاطره ( ریسک پذیر ) مانند کودکـان، زنان، سالمندان، معلولان و … -۲ هماهنگی کامل و مؤثر کلیه فعالیت ها و اقـدامات توانبخـشی در قالـب تـیم هـای توانبخـشی، تقسیم کار و سرپرستی مناسب . -۳ توجه خاص به الویت بنـدی اقـدامات براسـاس اهمیـت و تقـدم زمـانی لازم . -۴ جامعیـت، فراگیری و رضایتمندی اقدامات . -۵ جلب مشارکت کامل انجمن های داوطلبانه خدمات حمایتی و سازماندهی مناسـب آنـان . -۶ توجه مخصوص به کسب آمادگی برای مقابله با بحران بعدی و توجه به نتایج کارها ی قبلی . -۷ اسـتفاده از ظرفیـت هـای کامـل رسانه ای در ارایه اخبار، اطلاعات و آموزش های لازم ( استراتژی رسانه ای ). انجـام توانبخـشی و ارائـه خـدمات مـددکاری بایـد از همان لحظات شروع حادثه ( حتی پیش از رسیدن نیروهای امدادی ) توسط حاضران در صحنه ای که آموزشها قبلی را دیـده انـد شروع شود . در این حوادث ممکن است افراد آسیب دیده به صور گوناگونی دیـده شـوند ماننـد : -۱ بیمـاران و آسـیب دیـدگان حادثه ( جسمی – روانی ). -۲ کودکان بی سرپرست و آواره . -۳ خانواده های بی سـرپناه . -۴ مـردان و زنـان تنهـا و سـرگردان . -۵ پیرمردان و پیرزنان مریض و خسته و ناتوان . از آنجایی که رسیدگی مناسب، سریع و درست بهوضعیت جسمی و روحی آسـیبدیدگان و انجام امور توانبخشی و مددکاری در این مقطع از حساسیت خاصی برخـوردار بـوده و یکـی از عوامـل بـسیار مهـم و سرنوشت ساز در کاهش میزان بحران و بالا بردن قدرت تطابق پذیری مصدومین و آسیب دیدگا ن با بحران دارد، می طلبد که با بیان راه کارهای مناسب به مداخله لازم وکافی اقدام نموده و از میزان آلام وصدمات آسیب دیـدگان کاسـت . متأسـفانه علیـرغم فعالیت های صورت گرفته هنوز توانبخشی و مددکاری در این حوادث آن جایگاه شایـسته و لازم خـود را پیـدا نکـرده و تـدابیر مناسب و درست و کاملی برای آن طراحی و اجرا نشده و بیشتر حالت غیر فعال دارد . هدف این مقاله بیان اهمیت و حـساسیت توانبخشی و مددکاری در کاهش صدمات حاصل از بحرانها و حوادث غیـر مترقبـه و ارایـه راه کارهـای عملـی در ایـن خـصوص می باشد که به تفضیل در مورد آن صحبت خواهد شد.