سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: همایش ملی مناسب سازی محیط شهری

تعداد صفحات: ۰

نویسنده(ها):

رحیم هاشم پور – دکترای آمایش سرزمین و شهرسازی از کشور فرانسه، عضو هیات علمی دانشگاه بی

چکیده:

طبق آمار بهداشت جهانی ۱۰% از جمعیت دنیا به طریقی دچار معلولیت جسمی و کم توانی هستند. همین آمار کافی است که هشدار لازم به مسئولین امر داده شود که افرادی در این جهان وجود دارند که همانند دیگران و به صورت مساوی از خدمات و امکانات شهری بهره مند نیستند.
بر اساس آمارهای موجود سهم ما بر اساس استانداردهای جهانی بین ۳ تا ۱۰ درصد جمعیت کشورمان می باشد. با توجه به رشد قابل ملاحظه معلولین، پس از جنگ تحمیلی، این آمرا باز تا حدی تغییر کرده و باید این تعداد را که آمار دقیقی از آن نیست به درصد اشاره شده اضافه نمود.
اصولا ما وقتی صحبت از معلول می کنیم همواره به معلول فیزیکی یا نقص عضو انسانی اشاره می کنیم و این در حالی است که هر شخصی به نوعی می تواند معلول باشد. حتی می تواند یک قهرمان دوی ماراتن یا یک قهرمان شنا در المپیک جهانی (و نه در پارا المپیک) باشد. اصولا تعریفی که ما از معلول یا ناتوان داریم خیلی عام و نامشخص است.
در زبان فرانسه واژه Handicap را برای معلول به کار می برند. البته این کلمه برای افراد عادی (از نظر فیزیک کاملاً سالم) نیز به کار برده می شود که حکایت از یک محرومیت و ضعف می کند ولیا ین را که چه محرومیتی مد نظر است، مشخص نمی کنند. در این صورت، معلول به کسی اطلاق می شود که از یک ضعف جسمانی، روحی، ناتوانی فکری، وجود یک مشکل در انجام کاری – حتی اگر این مشکل مربوط به ابزار مورد استفاده باشد – رنج می برند. در فرانسه برای مشخص کردن معلول فیزیکی از کلمه Infrime استفاده می کنند که همان معنی فلج را می دهد.
ما در فضای شهری با همان Handicap کار داریم که همه موارد را شامل می گردد. کوچک بودن در مقابل بزرگ بودن ، پیر بودن در مقابل جوان بودن، بی سواد بودن در مقابل باسواد بودن، ورزشکار بودن در مقابل غیر ورزشی بودن و … همگی از یک Handicap یا معلولیتی حکایت می کند که نیاز به توجه برنامه ریزان و طراحان شهری را دارد.
در این مقاله سعی خواهد شد به جایگاه و حساسیت افراد معلول و نه Infrime توجه خاص شود و شهرسازی و معماری کشورمان را در تمام ابعاد این بحث دخیل کنیم.