مقاله جستاري در شكل شناسي اثر هنري و دريافت معنا که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در تابستان ۱۳۸۹ در باغ نظر از صفحه ۶۹ تا ۸۶ منتشر شده است.
نام: جستاري در شكل شناسي اثر هنري و دريافت معنا
این مقاله دارای ۱۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله ابداع
مقاله فرماليسم
مقاله محتوا
مقاله پيام
مقاله تكنيك
مقاله ساختارگرايي
مقاله ماده (متريال)

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: نوروزي طلب عليرضا

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
بررسي سير تحولات فرم در تاريخ هنر، نظريه اي بنيادين در شكل شناسي آثار هنري است. مي توان تاريخ هنر را از طريق بررسي شكل آثار هنري يا زيباشناسي فرم هاي هنري مطالعه و بررسي كرد. تاريخ هنر بر اساس روش ساخت و ساز آثار هنري و آفرينش فرم، تحقق يافته است نه از توان تفسير، نقد و داوري ناقدان آثار هنري.
گرچه ذهنيت هنرمندان، متقدم بر تحقق عيني آثارشان است، اما، اين عينيت و نظام صوري آثار هنري است كه تاريخ هنر را به وجود مي آورد. هنر، با ساختن است كه تحقق پيدا مي كند. گرچه هنرمند، پيش از ساختن اثر هنري، تصوري از آن چه كه بايد ساخته شود، دارد اما آگاهي ها و توانايي هاي فني و تكنيكي است كه امكان تحقق صور ذهني را به شکل آثار هنري ميسر مي كند. هنرمند به نيروي تخيل فعال، صورتي از آن چه كه بايد ساخته شود، مي آفريند و سپس با ماده [materyile =] مناسب آن را قابل دريافت مي كند. ذهنيتي كه صورت محسوس پيدا نكند، تنها براي صاحب ذهنيت، به مثابه امري ذهني، وجود دارد؛ مخترعي كه فاقد توانايي هاي فني در چگونگي ساخت ايده هاي خويش است، مخترع به شمار نمي آيد و شاعري كه قادر به بيان گفتاري يا نوشتاري اشعار خود نيست، شاعر ناميده نمي شود.
صورت هاي خيالي هنرمند، مي تواند نشات گرفته از روايت، داستان، مضامين و موضوع هاي گوناگون و يا احساسات شخصي باشد. محتوا يا پيام هايي كه مي تواند ديني و اخلاقي، انساني و اجتماعي، سياسي و عقيدتي و يا صرفا كنش هاي فردي هنرمند باشد. اثر هنري، كيفيت محسوس اين قبيل موضوعات است كه در زيباشناسي شكل و شگردهاي آفرينش فرم، توسط هنرمند، قابليت دريافت پيدا مي كنند. هرگونه فهم و تفسير و نقد، تنها از طريق اشكال هنري امكان پذير است. اثر هنري، به ارزش هاي زيباشناسانه شكل و فرم بيان است كه اطلاق مي شود نه به پيام و محتواي آن و نه به چگونگي دريافت محتوا از طرف مخاطب!
شناخت و تحليل ساختار و سبك و سياق و شيوه بيان هنرمند، از طريق رويكردهاي شكل شناسي قابل مطالعه و بررسي است، نه از طريق معناشناسي اثر. هرگونه دريافت معنايي نیز تنها از طريق شكل شناسي و تحليل ساختاري ابژه هنري امكان پذير خواهد شد.