مقدمه

جلوه هاي تأثير داستان عربي بر منظومه نظامي:

وجوه و جلوه هاي اين تأثير را بايد از چند جهت مورد بررسي قرار داد:

١-شکل کلي داستان :نظامي در نظم اين داستان از چارچوب قصه عربي خارج نشده و در به تصوير کشيدن صحنه ها و مناظر آن تا حد بسيار زيادي به اصلآن مقيد و پايبند مانده است (٧) که چارچوب کلي داستان عبارتست ار:

عاشق شدن قيس و ليلي به هم و رشد و گسترش يافتن عشق پاک و عذري در بين آنها،سرزبان افتادن و مطرح شدن داستان عشق و عاشقي آن دو در بين مردم ،پنهان ماندن ليلي از ديدگان قيس ، رفتن پدر قيس  به خواستگاري ليلي و نپذيرفتن پدر ليلي و آوارگي و سرگرداني قيس در کوه ها و بيابان ها، بردن مجنون به کعبه ،…برخورد نوفل با مجنون ووساطت او نزدپدر ليلي،ازدواج ليلي ،مرگ ليلي و در نهايت مرگ مجنون .

٢-ويژگيهاي محيط عرب و عادات و رسوم آن زمان اعراب :نظامي در سرودن منظومه خودبسياري از جلوه ها ومظاهر محيط عربي آن زمان را گرفته و از آنها استفاده کرده است . ازجمله اين مظاهر و جلوه ها:آوارگي مجنون در کوه ها و بيابانها وزندگي کردنش به دور از مردم و انس گرفتنش با حيوانات وحشي،صحبت کردن ليلي با مجنون از درون خيمه و خرگاه ،ايستادن مجنون بر خرابه ها و ويرانه ها وبه ياد آوردن روزهاي  خوش و شيرين گذشته  را که با معشوقه اش سپري کرده است ،به ديدن ليلي آمدن مجنون در جايي که نخلهاي بلند و پر ثمر داردو…که همه اين مناظر و جلوه هايعني زندگي در بيابان ،ظاهر نشدن زن در برابر مرد،وقوف براطلال و ويرانه هاو… از ويژگيهاي خاص محيط آن زمان عرب است .همچنين برخي از عادات و رسوم عرب مانند تفاؤل و تشاؤم در منظومه نظامي به چشم مي خوردمثلا عرب هنگامي که کلاغي را مي بيند و صداي آن را مي شنود آن را به فال نيک مي گيرد (٨)و مجنون در داستان نظامي هنگامي که کلاغي را مي بيند و فريادش را مي شنود ، با اميد به اينکه سخن او را به يارش برساند با او هم نوا و همکلام مي شود (٩)