سال انتشار: ۱۳۹۳
محل انتشار: اولین همایش ملی حسابداری و حسابرسی
تعداد صفحات: ۱
نویسنده(ها):
علیرضا حسن ملکی – گروه حسابداری، دانشکده حسابداری، واحد بندرگز، دانشگاه آزاد اسلامی، بندرگز، ایران
رضا مهاجری –
احمد بهرامی –

چکیده:
برای دستیابی به تعریفی جامع و کامل از نظام حاکمیت شرکتی لازم است به فرایند طرح و تکوین این مفهوم بپردازیم. بررسی متون متعدد و معتبر نشام می دهد که اولین و قدیمی ترین مفهوم عبارت حاکمیت شرکتی، از واژه لاتین Gubenare به معنای هدایت کردن گرفته شده است که معمولاً در مورد هدایت کشتی به کار می رود و دلالت بر این دارد که اولین تعریف حاکمیت شرکتی بیشتر بر راهبری تمرکز دارد تا کنترل، تعریفهای مختلفی از حاکمیت شرکتی وجود دارد، از تعریف های محدود و متمرکز بر شرکتها و سهامداران آنها گرفته تا تعریف های جامع و دربرگیرنده پاسخگویی شرکتها در قبال گروه کثیری از سهامداران، افراد یا ذینفعان. بررسی ادبیات موجود نشان می دهد که هیچ تعریف مورد توافقی در م ورد حاکمیت شرکتی وجود ندارد. تفاوتهای جشمگیری در تعریف بر اساس کشور مورد نظر وجود دارد. حتی در امریکا یا انگلستان نیز رسیدن به تعریف واحد کار جندان آسانی نیست. تعریفهای موجود از حاکمیت شرکتی در یک طیف وسیع قرار می گیرند. دیدگاه های محدود در یک سو و دیدگاه های گسترده در سوی دیگر طیف قرار دارند. در دیدگاه های محدود، حاکمیت شرکتی به رابطه شرکت و سهامداران محدود می شود. این، الگویی قدیمی است که در قالب نظریه نمایندگی بیان می شود. در آن سوی طیف، حاکمیت شرکتی را می توان به صورت شبکه ای از روابط در نظر گرفت که نه تنها میان شرکت و مالکان آنها (سامداران) بلکه میان شرکت و تعداد زیادی از ذینفعان از جمله کارکنان، مشتریان، فروشندگان، دارندگان اوراقی قرضه و … وجود دارد. جنین دیدگاهی در قالب نظریه ذینفعان دیده می شود.