مقاله خاستگاه فلسفي دولت رفاه پوپر در تقابل با نظريات موافقان كلاسيك و مخالفان معاصر که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار ۱۳۸۸ در رفاه اجتماعي از صفحه ۹ تا ۳۴ منتشر شده است.
نام: خاستگاه فلسفي دولت رفاه پوپر در تقابل با نظريات موافقان كلاسيك و مخالفان معاصر
این مقاله دارای ۲۶ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله ابطال گرايي
مقاله رفاه
مقاله دولت رفاه
مقاله مطلوبيت گرايي
مقاله مهندسي اجتماعي تدريجي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: فولاديان مجيد
جناب آقای / سرکار خانم: فاطمي امين زينب

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
طرح مساله: اين مقاله مي كوشد با طرح ديدگاه هاي كلاسيك دولت رفاه، تناقضات ذاتي و پيامدهاي منطقي آنها را نشان دهد و نظريه دولت رفاه پوپر را در مقابل اين ديدگاه ها صورت بندي نمايد و سپس آرا منتقدان معاصر دولت رفاه را مطرح كرده و ميزان توانايي پاسخگويي هر كدام از مباني فلسفي دولت رفاه را در مقابل نقد ناقدان به محك گذارد. و در ادامه به سوال هايي كه در پي مي آيد، پاسخ دهد
الف: رفاهي كه مدنظر پوپر است، چگونه تحقق مي پذيرد؟
ب : مبناي نظري پوپر براي ساخت «دولت رفاه» چيست؟
روش: روش مطالعه در مقاله حاضر، روش اسنادي و استدلال تحليلي مي باشد.
يافته ها: پوپر برخلاف بنتام و ميل كه بيشترين خير را براي بيشترين افراد خواستار بودند، عقيده داشت كه مي بايست فشار و رنج قابل اجتناب را به حداقل برسانيم
نتايج: پوپر وجود دولت را در جامعه ضروري مي داند و حتي بر اين عقيده است كه در بعضي از مواقع بايد اختيارات خاصي را به دولت بدهيم تا دولت از پس اهداف رفاهي خود براي افراد جامعه برآيد. اين در حالي است كه فيلسوفاني نظير «جرمي بنتام» و «جان استوارت ميل» هر چند وظايف زيادي را از دولت انتظار داشتند، در عين حال شعار كوچك تر كردن دولت را سر مي دادند. اين مساله يكي از تناقض هاي ديدگاه هايشان بود. همچنين اين نظر پوپر در مقابل همان مساله اي است كه «مايكل اوكشات» و «رابرت نازيك» به آن بي توجه اند. آنها به آزادي مطلق براي انسان اعتقاد دارند و هيچ گونه اختياري را براي دولت قائل نيستند كه در مقاله نشان داده شده است اولا، آزادي هاي بي حد و حصري كه اين دو براي انسان قائل اند در نهايت به عدم آزادي منجر مي شود و در ثاني مشكلات جدي جامعه از قبيل فقر، تضاد و تبعيض گسترش مي يابد در حالي كه راه حل پوپر، واقع گرايانه و به منظور كاهش مشكلات از طريق دادن برخي قدرت ها به دولت در جهت كاهش مصائب اجتماعي است. در نهايت راهبردي را كه پوپر براي رسيدن به اهداف دولت رفاه پيشنهاد مي كند همان «مهندسي اجتماعي تدريجي» است كه روشي براي جستجو و مبارزه با بزرگترين و عام ترين بدي هاي گريبانگير جامعه است.