سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: دومین کنفرانس بین المللی مدیریت جامع بحران در حوادث غیرمترقبه طبیعی

تعداد صفحات: ۱۴

نویسنده(ها):

محمدهادی شریفی – برنامه نویس
محمد پیله وری – کارشناس ارشد تغذیه
سهیلا پناهی – کارشناس ارشد روانشناسی
بهزاد ایمنی – کارشناس ارشد آموزش

چکیده:

هدف این مقاله بررسی بهداشت روانی آسیب دیدگان و امدادگران در جریان وقوع حوادث غیر مترقبه می باشد و نیز سعی بر آن داریم در حد توان به بیان راهکارهای مناسب جهت تامین سلامت روانی آنان اقدام نماییم.
امکان وقوع حوادث غیر مترقبه در هر زمان و مکانی وجود دارد و سالانه موجب مرگ هزاران نفر در جهان می شود. کشور عزیز ما ایران نیز به دلیل قرار گرفتن بر روی کمربند زلزله، شرایط نامناسب جوی، تخریب منابع طبیعی و … جزو ده کشور حادثه خیز جهان محسوب می گردد.
در دهسال گذشته در کشور شاهد حوادث غیر مترقبه بسیاری از جمله زلزله رزن، زلزله بم، زلزله لرستان، سیل استان گلستان و … بودیم که درآن مردم، سازمانهای دولتی و غیر دولتی تمامی عزم خود را جهت نجات مردم، درمان مصدومین و کمک به آسیب دیدگانصرف کردند اما تاکنون توجه جدی به بهداشت روانی جمعیت فاجعه زده صورت نپذیرفته است.
این حقیقتیانکارناپذیر است که افراد پس از وقوع حوادث خطرناک تا مدتها از پی آمدهای آن رنج می برند. وقوع حوادث غیر مترقبه موجب می گردد که انسان با خطر نابودی مواجه گردد. عاملی که در عرض چند ثانیه می تواند تصویر ذهنی انسان از زندگی تغییر دهد و انسانها را با بحرانهایی همچون جدایی، فقدان و یا مرگ عزیزان و بستگان، عذاب دروونی ، مجروحیت، آسیب ناشی از استرس، از دست دادن دارایی، آوارگی و مهاجرت مواجه سازد.
هر گاه نام حوادث غیر مترقبه را می شنویم تصویر گروه های امدادی و پشتیبانی در ذهن ما نقش می بندد که سعی آنان بر آن است که بازماندگان حادثه را نجات دهند و یا حداثل امکانات را برای آنان فراهم سازد. آیا تاکنون از خود پرسیده ایم که اینگونه حوادث چه نقش جبران ناپذیری در بهداشت روانی بازماندگان دارد؟
آیا تاکنون سعی نموده ایم آنان را به لحاظ روانی نیز نجات دهیم؟
و آیا می دانیم خسارات مادی حوادث غیر مترقبه تنها محدود به مکان حادثه و حادثه دیدگان نیست و اگر بازماندگان به شرایط اولیه زندگی بازنگردند، چه هزینه هایی را جامعه می بایست متحمل شود؟
فرزندی که پدر و مادر و بستگانش را از دست داده، مادری که شاهد مرگ فرزندش در آغوش خود بوده، فردی که به دلیل این گونهحوادث عضوی را از دست داده و دوستانمی که دیروز با آنان بودیم و امروز در خاک آرمیده اند، خانه و کاشانه ای که دیور زساخته بودیم و امروز جز تلی از خاک چیزی از آن باقی نمانده، عزیزی را که گم کردیه ایم و از سرنوشت آن بی اطلاعیم و …
از جمله حوادثیاست که به وفور در منطقه حادثه دیده مشاهده می شود. حال آیا وظیفه ما تامین حداقل نیازهای معیشتی آسیب دیدگان نیست؟
طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی (WHO) ، سلامتی فقط فقدان بیماری نیست بلکه رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی فرد است که هیچیک از ابعاد سلامتی بر دیگری ارجحیت و برتریندارد.
پی آمدهای حاد فجایع در چندین تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است. پنج ماه پس از گردبادی سهمگین ، ۲۵۹ نفر از قربانیان را مورد بررسی قرار دادند ومشخص گردیدد که ۵۹%آنها با معیارهای PTSD حاد مطابقت دارند. ۷% از آنان دارای علایم PTSD شدید به صورت برانگیختگی مفرط و اختلال شناختی بودند.
در بررسی آسیب دیدگان در سنین مختلف در زلزله شدید ارمنستان در سال علائم زیر مشاهده گردید: ترس نامشخص، اضطراب، سردرگمی، امیزه ای از اختلالات هوشیاری، ترس از زمین لرزه.
و در بررسی از بازماندگان زلزله مکزیکوسیتی مشخص شد که ۳۲% دچار TSDPTSD حاد، ۱۳% دچار افسردگی و ۱۹% دچار اضطراب فراگیر بودند.
حال تنها ما تاکنون در حوادث غیر متبرقبه به دنبال سلامت جسمی آسیب دیدگان بودیم. این مقاله تنها تلنگری است که می بایست رد کنار سلامت جسمی در جهت سلامتی روانی حادثه دیدگان نیز حرکت نماییم..