سال انتشار: ۱۳۷۶

محل انتشار: اولین همایش انجمن زمین شناسی ایران

تعداد صفحات: ۶

نویسنده(ها):

صمد علیپور – بخش زمین شناسی – دانشگاه ارومیه

چکیده:

در مناطق خشک و نیمه خشک استرالیا و مناطق مشابه ، هوازدگی عمیق سنگهای بستر، لاتریتی شدن و مقادیر متغیری از مواد منتقل شده منجر به تشکیلنواحی کانهداری شده که به صورت بسیار ضعیف در سطح زمین نمایان گردیده اند. استفاده از لگ به عنوان عامل برای چنین محیطهایی قبلا بوسیله اسمیت و پردیکس (۱۹۸۳)، دانلوپ و همکاران (۱۹۸۳)، تیلور و همکاران (۱۹۸۴)، کارور و همکاران (۱۹۸۷) بررسی گردیده است.
این خصوصیات ژئوشیمیایی در ناحیه نیمه خشک و متالوژنیک کوبار در تشکیلاتی از حوضه دریایی دونین نمودار شده (گلن ، ۱۹۹۲) که حامل ذخایر و معادن مهمی با مقادیر قابل توجهی طلا، مس، سرب، روی و دیگر عناصر می باشد. سیلیسی شدن سنگهای کانه دار همراه رگه های سیلیسی سیستم تیپیکی را در میان سیستم های کانی زایی موسوم به سیستم کوبار حاصل کرده است.
از نظر توپوگرافی ، ناحیه از برجستگیهای کم ارتفاعی تشکیل شده که با هوازدگی بسیار عمیق و گاه تا عمق ۱۵۰ متری و یک مجموعه کوارتز – کائولینیتی همراه است. زون های اهن دار کم و بیش در اعماق حفظ گردیده و در سطح زمین لایه قرمزی از کولویوم را تشکیل داده که آغشتگی توسط رسوبات بادی در آن هویداست . کالکریت اسیون در مقیاس وسیعی توسعه یافته در حالیکه سیلیسی شدن هم در بخش فوقانی و هم تحتانی حالت موضعی از خود نشان می دهد.
لندفرمهای ناحیه در یک مطالعه سیستماتیک با تفکیک لندفرمهای رسوبی و فرسایشی از هممتمایز گشته اند (سینیور ۱۹۹۲). درچنین محیطهایی لگها در وسعت فراوانی هم از کولویوم های سطحی و هم از هوازدگی سنگهای بستر حاصل شد اند که خصوصیات مهم و انواع آنها در ارتباط نزدیکی با لندفرمهای رسوبی و فرسایشی می باشند.