مقاله خطاهاي ديكته نويسي دانش آموزان مدارس ابتدايي در جمعيت هاي ايراني که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۹ در كومش از صفحه ۵۳ تا ۵۸ منتشر شده است.
نام: خطاهاي ديكته نويسي دانش آموزان مدارس ابتدايي در جمعيت هاي ايراني
این مقاله دارای ۶ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله نارساخواني
مقاله خطاهاي ديکته نويسي
مقاله مدارس ابتدايي
مقاله کودکان

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: سعدالهي علي
جناب آقای / سرکار خانم: سلماني معصومه
جناب آقای / سرکار خانم: افتخاري زهرا
جناب آقای / سرکار خانم: بختياري جلال
جناب آقای / سرکار خانم: كسبي فاطمه
جناب آقای / سرکار خانم: محمدي اميد
جناب آقای / سرکار خانم: مداح مرضيه
جناب آقای / سرکار خانم: رضايي حسين
جناب آقای / سرکار خانم: قرباني راهب

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
سابقه و هدف: ديكته از جمله مهارت هاي آموزشي بسيار مهمي است كه نياز به پردازش هاي متعدد مغزي دارد. نقص در هر بخش يا فرآيند مي تواند منجر به يك خطاي نوشتاري شود، شناسايي خطاهاي شايع مي تواند به فهم بهتر علل اين خطاها و ارايه راه كارهاي موثر براي حذف يا تعديل آن ها در كودكان دبستاني كمك كند. هدف اين مطالعه بررسي و شناسايي انواع خطاهاي ديكته در دانش آموزان پايه هاي مختلف ابتدايي شهرهاي بابل و سمنان بود.
مواد و روش ها: اين مطالعه به صورت توصيفي – تحليلي بين دانش آموزان مقطع ابتدايي كلاس اول تا پنجم در شهر سمنان (٢٢١٥ دانش آموز، ١٢٧٢ دختر و ١٩٤٣ پسر) و بابل (١٦٦٤ دانش آموز، ٩٠١ دختر و ٧٦٣ پسر) و جمعا روي ٣٨٧٩ نمونه انجام شد. نمونه ها از ميان دانش آموزاني با بهره هوشي و شنوايي طبيعي و بدون هرگونه آسيب مغزي انتخاب شدند. با استفاده از متن هاي متناسب با هر پايه نمونه ديكته توسط معلم به روش معمول گرفته شد.
يافته  ها: بين دانش آموزان دو شهر به لحاظ فراواني در هر خطا در اغلب پايه ها و اغلب خطاها تفاوت آماري معني داري وجود دارد. خطاهايي كه درصد فراواني دانش آموزان در هر پنج پايه در آن ها تفاوت آماري مشترك و معني داري نشان مي دهند عبارتند از حافظه بينايي، آموزشي و نارسانويسي (p<0.001). درصد فراواني دانش آموزان سمناني در انواع خطاها در پايه اول و دوم نسبت به دانش آموزان بابلي ميانگين بيش تري را به خود اختصاص مي دهند اما در پايه هاي بالاتر اين وضعيت كاملا برعكس مي شود.
نتيجه گيري: با توجه به عدم پراكنش يكسان دانش آموزان در هر خطا به نظر مي رسد كه تمركز راه كارهاي درماني و آموزشي بايد بر اساس دانش آموزان مناطق مختلف، متفاوت باشد. هم چنين با توجه به اين كه فراواني دانش آموزان هر دو شهر در خطاهاي توالي ديداري و نارسانويسي كم ترين و در خطاهاي حافظه بينايي، آموزشي و دقت بيش ترين ميانگين ها را به خود اختصاص داده اند لزوم توجه هر چه بيش تر به اين حيطه ها مشخص مي شود.