سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: پنجمین همایش مراکز تحقیق و توسعه صنایع و معادن

تعداد صفحات: ۵۰

نویسنده(ها):

احمد فرمهینی فراهانی –
علی وکیلی –
باقری زاده –

چکیده:

در عصر اقتصاد مبتنی بر داشن فعالیت های ارزش آفرین سازمان ها فقط متکی به دارایی های مشهود آن ها نیست. مطالعات نشان داده که ابزار سنجش عملکرد با معیارهای مالی – دارایی های مشهود – دارای نارسایی هایی است، و فرصت های ارزش آفرینی در حال جابجایی از مدیریت دایایی های مشهود به مدیریت استراتژی های دانش پایه ای است که هدف آن ها به کارگیری دارایی های نامشهود یک سازمان است.
در عصر رقابت مبتنی بر دانش توانایی سازمان ها برای توسعه و بسیج دارایی های نامشهود عتملی حیاتی در موفقیت برای – حضور در بازار رقابتی محسوب می شود.
پیتر اف دراکر که به عنوان پدر مدیریت نوین شناخته شده است. در مقاله ای تحت عنوان «اقتصاد ما در حال تغییر است» نظر داده که در بیست سال آینده دو پنجم از کل نیروی کار کشورهای ثروتمند را نیروی کار «دانشگر» تشکیل می دهد. به نظر یم رسد هرچند اینروند در کشورهای در حالت توسعه متفاوت است اما در سازمان های دانش پایه کشورهای در حال توسعه این نسبت از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. او با اشاره به دارایی های نامشهود به شرح زیر:
– روابط کارکنان یا مشتریان به طور اعم
– خدمات بدیع
– کیفیت بالا
– فرایند عملیاتی پاسخگو
– پایگاه های اطلاعاتی توانمند
– مهارت و انگیزه کارکنان
نظر می دهد روابط کارکنان با درصد بالا از ارزش آفرینی در بالای فهرست دارایی هاینامشهود قرار دارد که می تواند ساز وکاری موثر برای حضور در بازار رقابتی را فراهم سازد. از این جهت توجه به دارایی نامشهود مخصوصا از منظر مشتری یادگیری و رشد اقر بخشی با شدت بالا به همراه دارد.
فرایند و ساز و کار تاثیر روابط کارکنان به عنوان عمده ترین بخش از دارایی نامشهود برای ارزش آفرینی و در نتیجه حضور سازمان در بازاررقابتی بر فعالیت های «تسهیم دانش» و «مشارکت درامکانات» بعنی مدیریت دانش نیز تاثیر گذار است.
به طور کلی کالاها و خدمات برای حضور در بازار رقابتی دارای دو عنصر تعیین کننده ی «کیفیت» و «قیمت» هستند. کیفیت به طور عمده تحت تاثیر تکنولوژی، منابع فیزیکی و شبکه دانش است.
عنصر «قیمت» نیز به طور اصولی و عمده تحت تاثیر قیمت تمام شده می باشد. از سوی دیگر یکی از زیر مجموعه های تاثیر گذار بر قیمت تمام شده ساختار سازمانی است که دارای زیر مجموعه ای از «سرمایه انسانی توسعه یابنده» ، «رابطه قدرت – اختیارات تفویضی / جایگاه تصمیم گیری» و «ارتباطات کارکنان» می باشد.
بدیهی است ارتقای کیفیت از طریق ارتقای سطح تکنولوژی توانمند سازی فرایندهای اطلاعاتی و اطلاع رسانی – شبکه دانش – و هم چنین استفاده از منابع محتاج صرف هزینه است. در ساختار سازمانی منابع انسانی توسعه یابنده و رابطه قدرت نیزنیازمند صرف هزینه می باشند. لذا با توجه به نقش قیمت نمی توان از طریق افزایش منابع انسانی و رابطه قدرت به راحتی برای حضور در بازار رقابتی عمل نمود. بنابراین یکی از مهمترین ساز و کارهای موثر در ارزش آفرینی برای حضور در بازار رقابتی توجه جدی به عناصر تشکیل دهنده در دارایی نامشهود و از همه مهمتر توجه به روابط کارکنان است.
این مقاله سعی دارد با نگاهی تازه به نقش دارائی نامشهود به عنوان ثروت حیاتی، دستیابی به ارزش آفرینی برای ورود به عرصه جهانی در بازار رقابتی را تبیین نماید.