سال انتشار: ۱۳۷۲

محل انتشار: سمینار ملی بررسی سیاستها و روشهای بهره وری بهینه از اراضی

تعداد صفحات: ۲۲

نویسنده(ها):

بهاءالدین نجفی – گروه اقتصاد و کشاورزی دانشگاه شیراز

چکیده:

پس از تقسیم اراضی سال ۱۳۴۰ در ایران هخواره یکی از مسائل مطروحه آن بوده که چگونه می توام با ایجاد تغییراتی در نظام بهره برداری زمین های کشاورزی به هدف افزایش تولید و بهره وری در واحدهای تولید کشاورزی دست یافت.
ایجاد کشت و صنعتتشکیل شرکت های سهامی زراعی و سرانجام تعاونی تولید رامی توان کوششی برای حل این مسئله دانست. بسیاری از این واحدها پس از انقلاب اسلامی منحل گردیدند. اما مسئله تجدید سازمان تولید بگونه ای که علاوه بر تامین اهداف اجتماعی،هدف افزایش تولید را جامعه عمل بپوشاند همواره مطرحبوده است . تشکیل واحدهای مشاع بعنوان پیش شرط و اگذاری زمین را می توان کوشش در پاسخ باین نیاز دانست. در این مقاله پس از ذکر تجربیات حاصله از تشکیل واحدهای بزرگ قبل و پس از انقلاب اسلامی کوشش گردیده که الگویی جهت بهره بردار مطلوب از واحدهای دهقانی ارائه گردد. در این مدل اداره واحدها بر اساس مالکیت فردی مورد تاکید قرار گرفته و بمنظور برخورداری از صرفه های مقیاس بمیزانی که تحققان در کشاورزی امکان پذیر است. تشکیل تعاونی های ماشین آلات ، بازاریابی و در شرایطی خاص تعاونی های تولید پیشنهاد گردیده است.
یکی از موضوعاتی که پس از تقسیم اراضی مطرح می گردد سازمان دادن دوباره تولیدبگونه ایست که بتواند به افزایش تولید منجر گردیده و درآمد کشاورزان را افزایش دهد. در میان اقتصاددانان کشاورزی ، این اتفاق نظر وجود دارد که تقسیم اراضی به تنهائی کافی نیست و دهقانان صاحب زمین شده از لحاظ مالی و فنی باید موررد حمایت قرار گیرند.
پس از تقسیم اراضی سال ۱۳۴۰ در ایران اقداماتی در جهت تجدید سازمان تولید و ایجاد واحدهای بزرگ بعمل آمد. این اقدامات شامل ایجاد کشت و صنعت ها، شرکت های سهامی زراعی و شرکت های تعاونی تولید بوده است. در اینجا به ذکر برخی ویژگی های این واحدها، نقاط ضعف و نقاط قوت آنان و درسهایی که از این تجربیات می توان آموخت میپردازیم.