مقاله دلالت هاي ضمني در جاي خالي سلوچ و کليدر دولت آبادي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز و زمستان ۱۳۸۷ در زبان و ادب فارسي (نشريه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تبريز) از صفحه ۷۵ تا ۱۰۱ منتشر شده است.
نام: دلالت هاي ضمني در جاي خالي سلوچ و کليدر دولت آبادي
این مقاله دارای ۲۷ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله کليدر
مقاله جاي خالي سلوچ
مقاله دولت آبادي
مقاله نماد
مقاله کنايه

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: شيري قهرمان

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
در کليدر و جاي خالي سلوچ، بخش عمده اي از واقعيت هاي داستاني – شخصيت ها، کنش ها، اشيا و صحنه ها – علاوه بر دلالت مستقيم بر واقعيت هاي عيان و عيني، مفهومي فراتر از خود را نيز در درون خود نهفته دارند که در کل به آن ها دلالت ضمني گفته مي شود. اين مفاهيم عبارت اند از: دلالت هاي استعاري، تمثيلي، نمادين، کنايي و مجازي. تمثيل در اين جا، به خاطر تعلق اين دو رمان به ادبيات رئاليستي، به طور کلي – جز در دو سه جا – چندان جايگاهي ندارد. استعاره نيز در معناي خاص و تخصصي آن در حوزه ادبيات منظوم قرار مي گيرد و مفهوم عام آن نيز آن چنان کلي است که مصاديق و زيرمجموعه هاي آن را بايد در اسنادهاي مجازي ديگر چون نماد و کنايه و مجاز مرسل جستجو کرد. در اين دو رمان، واقعيت هاي کنايي و نمادين در عين دلالت بر حقيقت وجودي خود، به دليل قرار گرفتن در موقعيت هاي خاصي از متن ماجرا بر حقيقتي فراتر از سطح ظاهري خود نيز راه مي برند و توان وارد شدن به قلمرو دلالت هاي مجازي را دارند. بيش ترين گونه دلالت هاي مجازي در اين دو رمان از نوع نماد و کنايه است که در اين جا نمونه هاي بسياري از آن ها به بررسي گذاشته شده است.