سال انتشار: ۱۳۸۵

محل انتشار: اولین همایش ملی عمران شهری

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

مریم کهنسال نودهی – کارشناس ارشد معماری، مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب / عضو هی
کاوه فولادی نسب – کارشناس ارشد معماری، عضو هیات موسس بنیاد معماری و توسعه شهری تهران

چکیده:

در اواخر دهه ۸۰، سازمان ملل متحد، جمعیت شهری را (بر پایه نقاط ۵۰۰۰ نفری) درصد جمعیت جهان برآورد کرده است. در حالی که در ۱۹۵۰، نسبت جمعیت شهر نشین۳۳ درصد جمعیت جهان بود، در همین ایام تعداد شهرهای با بیش از یک میلیون نفر جمعیت ،بالغ بر ۲۵۰ شهر بود، در حالی که در ۱۹۰۰ تنها ۱۶ شهر دردنیا بیش از یک میلیون نفر جمعیت داشت،و در آغاز قرن نوزدهم هیچ شهری میلیونی در دنیا وجود نداشت.
آمارهایی ازاین دست ، نشان دهنده اهمیت و افزایش شهر نشینی از ابتدای قرن بیستم به بعداست. بهموازات رشد شهر نشینی در جوامع امروزی، فرایند برنامه ریزی شهری نیز اهمیت فراوان مییابد. فرایندی که از اواسط قرنوزدهم آغاز شد و از اوایل قرن بیستم، همگام و هماهنگ با توسعه شهر نشینی، سرعت فزاینده ای به خود گرفت و معمار – شهرسازان، جغرافیا دانان، زمین شناسان، جامعه شناسان، اقتصاددانان، و دیگر کارشناسان علوم انسانی عقاید و نظرات خود را در قالب تئوری های توسعه شهری ارائهکردند، تئوری هایی که گاه جامعه عمل پوشید.
در این دوران، طرح های توسعه شهری برمبنایمیزان توسعه یافتگی کشورها و شرایط اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، جغرافیایی و اقلیمی آن ها صورت های مختلف و متنوعی به خود گرفت، از طرح های جاع و تفصیلی تا طرح های ملی – منطقه ای و طرح های راهبردی.
در ایران ، نخستین طرح های برنامه ریزی شده شهری در پایخت صورت گرفت، طرح هایی که عموما با گرته برداری از طرح های اجرا شده د رغرب و حتی حضور مستقیم کارشناسان غربی ارائه شد. شهر پاریس یکی از الگوهای مورد استفاده در طرح های توسعه شهری تهران بوده است. لیکن به علتفقدان مدیریت قدرتمند و پایدار، نظارت های مدنی، قوانین منسجم و جلب آرا و مشارکت مردمی، طرح های توسعه شهری تهران، چنان که باید و شاید توفیقی نیافت.
این جستار تلاش دارد تا طرح های توسعه شهری تهران و پاریس و میزان توفیق در تحقق برنامه ها را، از زمان نخستین طرح جامع ، به صورت تطبیقی مورد بررسی قرار دهد.