مقاله دکارت و نردبان معکوس هم سخني هاي فلسفه دکارت و اومانيسم رنسانس که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۸ در پژوهش هاي فلسفي – كلامي از صفحه ۲۶۱ تا ۲۸۶ منتشر شده است.
نام: دکارت و نردبان معکوس هم سخني هاي فلسفه دکارت و اومانيسم رنسانس
این مقاله دارای ۲۶ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله فلسفه غرب
مقاله رنسانس
مقاله اومانيسم
مقاله اومانيسم رنسانس
مقاله دکارت

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: رحمتي حسينعلي

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
بي ترديد رنه دکارت، فيلسوف فرانسوي، يکي از مهم ترين و تاثيرگذارترين چهره ها نه تنها در فرايند سير تاريخي فلسفه غرب، که بر تمدن دوران جديد آن ديار است. از اين رو، فهم فلسفه و تمدن نوين غرب بدون شناخت انديشمندي چون او کامل نخواهد بود. از طرف ديگر، رنسانس نيز دوره نضج گرفتن مدرنيته غربي است و گوهر آن نيز انسان گرايي يا اومانيسم است. در اين دوره، نردباني که در سده هاي ميانه، رو به «آسمان» بود معکوس شد و بر «زمين» گذاشته شد. بررسي انديشه دکارت و اومانيسم دوره رنسانس نشان دهنده وجود همخواني ها و هم سخني هايي بين اين دو است. انگاره نوشتار حاضر آن است که گرچه دکارت خود را يک اومانيست نمي دانست ولي در فلسفه او جنبه هاي اومانيستي اي هست که ريشه در اومانيسم رنسانس دارد و در اموري چون سوبجکتيويسم دکارتي، ترديد در حجيت قدما، اصالت عقل، توجه به تفسير رياضي و مکانيکي جهان خود را نشان مي دهد. در نوشتار حاضر براي تبيين هر چه بهتر بحث، پس از اشاره به مفهوم، اهميت و شاخصه هاي رنسانس و اومانيسم آن، اين هم سخني ها بررسي خواهد شد.