سال انتشار: ۱۳۸۴

محل انتشار: همایش بین المللی شهرهای جدید

تعداد صفحات: ۱

نویسنده(ها):

زهره دانشپور –

چکیده:

[توضیح: مقالات این کنفرانس فقط به صورت چکیده در مجموعه سیویلیکا نمایش شده است] ریشه ی تفکر توسعه شهرهای جدید در دنیا را می توان از یک سو به نگرانی در مورد پیامدهای اجتماعی و کالبدی شرایط زیست در شهرهای بزرگ و وجود انواع مشکلات چون شرایط نامناسب مسکونی، ازداحام، کمبود فرصت های شغلی و از سوی دیگر به فاصله ی طولانی محل کار و سکونت در حومه ی شهر های بزرگ و شرایط نامناسب زیست در برخی از مجتمع های زیستی برنامه ریزی نشده نسبت داد. ترکیب چنین تلقیاتی منجر به پذیرش سیاست های تمرکز زدایی از شهرهای بزرگ و شکل گیری جوامع جدید برنامه ریزی شده ی خود کفا ( از نظر عرضه ی فرصت های شغلی ) و متعادل ( از نظر جای دهی به تمامی گروه – های اجتماعی به همان نسبت موجود در جامعه ی کل) در کشورهای مختلف جهان شده است بنابراین همواره قصد بر آن بوده که محیط های زیست مناسب و عاری از مشکلات شهرهای بزرگ شکل گیرند. در صورتی که شهرهای جدید دنیا با وجود دستاوردهایی چند در طول دوران توسعه ی خود با مشکلات و تهدیدهایی رو به رو بوده اند بررسی فرایند توسعه شهرهای جدید در دنیا حکایت از آن دارد که این مشکلات نه تنها ابعاد گوناگونی دارند بلکه ماهیت و ویژگی مشکلات در طول زمان دگرگون شده است. مشکلاتی که شهرهای جدید در آغاز و سالهای نخستین توسعه دچار می شوند با مشکلات دوران بولوغ آنها تفاوت دارد. هدف این مقاله بررسی ماهیت دگرگون گشته ی مشکلات برنامه ریزی شهرهای جدید است به منظور دستیابی به این هدف شهرهای جدیدی بررسی شده اند که دارای سابقه ی طولانی توسعه بوده و بنابراین امکان پیگیری مشکلات در طول یک فرایند برنامه ریزی و مدیریت فراهم باشد. در این مقاله، ضمن قایل شدن تفاوت بین مشکلات سکونت در شهرهای جدید و مشکلاتی که در برابر برنامه ریزان و مدیران شهری در طول زمان گشوده بوده است، بر این حقیقت که برخی از اهداف و اصول نخستین بکار رفته در برنامه ریزی و طراحی شهرهای جدید خود پدید آورنده ی مشکلات در دوران های بعد بوده اند، تاکید شده است . بنابر این در صورت عدم توجه به پایداری سکونت و نقش تلقیات راهبردی در برنامه ریزی شهرهای جدید آن شهرها در مقاطع مختلف زمانی با مشکلات متفاوتی رو به رو خواهند بود که نگشودن آن مشکلات موجب انباشت هر چه بیشتر مشکلات خواهد شد.