مقاله رئاليسم و رويکردهاي رقيب به سياست خارجي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز ۱۳۸۹ در راهبرد از صفحه ۲۲۳ تا ۲۵۲ منتشر شده است.
نام: رئاليسم و رويکردهاي رقيب به سياست خارجي
این مقاله دارای ۳۰ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله رئاليسم
مقاله سياست خارجي
مقاله رئاليسم نوکلاسيک
مقاله رئاليسم ساختارگرا
مقاله رئاليسم کلاسيک

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: اسدي علي اكبر

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقاله حاضر در پي پاسخگويي به اين پرسش است که کدام يک از نظريه هاي رئاليستي مي توانند چهارچوب مفهومي جامع تر و مناسب تري را براي تبيين سياست خارجي کشورها ارايه نمايد. در اين راستا ضمن اشاره به مباني مشترک و مناظره هاي دروني رئاليسم به نحوه نگاه و تبيين رئاليسم کلاسيک، رئاليسم ساختارگرا و رئاليسم نوکلاسيک به مقوله سياست خارجي پرداخته شده است. تاکيد رئاليسم کلاسيک بر سرشت قدرت طلب انسان و ويژگي هاي دولت ها در تبيين سياست خارجي و عدم توجه کافي به عوامل سيستمي و در مقابل عدم توجه رئاليسم ساختارگرا به عوامل سطح واحد و تاکيد صرف بر متغيرهاي کلان سيستمي از نارسايي هاي اين دو نظريه براي تبيين سياست خارجي محسوب مي شود. مهم تر اينکه در نورئاليسم متغير وابسته اصلي که نظريه پردازان در پي تبيين آن هستند، مولفه ها و نتايج بين المللي است و بررسي سياست خارجي دغدغه عمده اي محسوب نمي شود. در حالي که رئاليسم نوکلاسيک متغير وابسته مورد بررسي خود را سياست خارجي مي داند و اين نظريه در درجه نخست، نظريه اي براي تبيين سياست خارجي دولت هاست. استدلال اصلي اين است که رئاليسم نوکلاسيک به دليل توجه همزمان به عوامل سطح سيستمي به مثابه متغير مستقل و عوامل سطح واحد به عنوان متغير ميانجي و تلقي سياست خارجي به عنوان متغير وابسته اصلي مي تواند چهارچوب مفهومي جامع تري را براي تبيين سياست خارجي در مقايسه با رئاليسم کلاسيک و ساختارگرا ارايه دهد.