مقاله رابطه تعهد و مركزيت كار با توجه به متغيرهاي تعديل كننده سلامت روان شناختي و سازگاري با بازنشستگي و تاثير آماده سازي كاركنان براي بازنشستگي در بهبود تعهد و سلامت روان شناختي آنان که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۸ در سلامت كار ايران از صفحه ۳۵ تا ۴۳ منتشر شده است.
نام: رابطه تعهد و مركزيت كار با توجه به متغيرهاي تعديل كننده سلامت روان شناختي و سازگاري با بازنشستگي و تاثير آماده سازي كاركنان براي بازنشستگي در بهبود تعهد و سلامت روان شناختي آنان
این مقاله دارای ۹ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله سازگاري با بازنشستگي
مقاله تعهدسازماني
مقاله مرکزيت کار
مقاله سلامت روان شناختي
مقاله نفوذ سازماني

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: براتي هاجر
جناب آقای / سرکار خانم: عريضي ساماني سيدحميدرضا

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
هدف: مركزيت كار عبارت است از اينكه تا چه اندازه فرد براي كار بيش از نقش هاي ديگر زندگي خويش ارزش قائل مي شود. در صورتي كه سازمان افراد را آماده بازنشستگي نسازد، افراد با مركزيت كار بالا هنگامي كه به بازنشستگي نزديك مي شوند، براي نگهداشت سلامت روان شناختي خود از تعهد سازماني مي كاهند (هدف مطالعه اول). در صورتي كه سازمان افراد را آماده بازنشستگي سازد (نفوذ سازماني بالا)، افراد مي توانند با سلامت روان شناختي بالا همچنان تعهد سازماني بالايي داشته باشند كه سبب بهبود سرمايه عاطفي و سلامت افراد بازنشسته مي شود (هدف مطالعه دوم).
روش بررسي: مطالعه اول پژوهش حاضر روي يك نمونه ۵۷۲ نفري از كاركنان يك سازمان صنعتي انجام گرفت. در مطالعه دوم دو گروه مورد مقايسه قرار گرفتندكه گروه اول ۵۷۲ نفر نمونه اول و گروه دوم شامل ۹۷ نفر از يك سازمان ديگر بودند و به ابزارهاي پژوهش پاسخ دادند با اين تفاوت كه در اين فاصله در گروه اول مداخله جهت آمادگي براي بازنشستگي صورت گرفته بود. ابرازهاي پژوهش عبارت بودند از پرسشنامه تعهد سازماني، مقياس مركزيت كار و پرسشنامه SCL-90-R .
يافته ها: در مطالعه اول نشان داد كه رابطه تعهد و مركزيت كار تحت تاثير متغير تعديل كننده سلامت روان شناختي و سازگاري با بازنشستگي قرار مي گيرد بدين معني كه قدر مطلق اين رابطه درافراد با سلامت روان شناختي و سازگاري بالا بيشتر است، هرچند جهت آن منفي است. با توجه به يافته هاي مطالعه اول، در مطالعه دوم ابتدا مداخله اي براي آماده سازي كاركنان براي بازنشستگي انجام گرفت و در نتيجه تعهد آنان پس از اين مداخله با سلامت روان شناختي بالا همراه بود.
نتيجه گيري: سازمان ها در مقابل سلامت كاركنان در آستانه بازنشستگي خود مسووليت دارند و در صورت اعمال مداخله موثر دز اين جهت مي توانند تعهد آنان به سازمان را با سلامت روان شناختي آنان تضمين كنند