سال انتشار: ۱۳۸۲

محل انتشار: چهارمین کنفرانس ملی نظام پیشنهادها

تعداد صفحات: ۱۰

نویسنده(ها):

مصطفی رزاقی – شرکت سهامی مخابرات استان آذربایجان شرقی

چکیده:

انسان به عنوان یگانه گوهر گرانبهایی است که در آفرینش بی‌همتاست لذا در میدانهای همانند رفتارهای یکسان از خود بروز می‌دهد تفاوت رفتار انسان ریشه در ناهمسانی فرهنگ آن دارد. به عبارت دیگر انسان را باید موجودی فرهنگی به شمار آورد که رفتار وی به پیروی از هنجارهای نهانی در زمینه رسمی و غیررسمی فرهنگ، کارگردانی می‌شود. فرهنگ را می‌توان برآمد یا دارایی یک واحد اجتماعی پایدار، دراندازه متفاوت به شمار آورد که فرصت آموختن و پایدار ساختن دیدگاه خود را از خویش و پیرامونش به دست آورده است. یعنی به مفروضاتی بنیادی رسیده است. این مفروضات و باورها آموخته‌هایی هستند که به دشواریهای بقاء و پایندگی در محیط بیرونی و دشواریهای وحدت و یکپارچگی درونی پاسخ داده می‌شود. در این معنی، فرهنگ پی‌آمد آموخته شده تجربه گروهی است و تنها در جاییدیده می‌شود که گروهی معین با تاریخی مهم و پایدار دیده می‌شود. و این در حالی است که فرهنگ یکی از مؤلفه‌های جدایی بین انسان و دیگر گونه‌های جانوران است. بدین سان جانوران نمی‌توانند فرهنگ پدید آورند یا آنچه را آموخته‌اند به دیگران بیاموزند. در مفهوم دوم، شماری از دانشمندان مردم‌شناس. فرهنگ را یک سبک یا شیوه زندگی یا رفتار انسانی می‌دانند و از این رو بر این باورند که گروه‌های متفاوت مردم شیوه‌های متفاوتی برای زندگی در پیش می‌گیرند.