سال انتشار: ۱۳۸۷

محل انتشار: دومین کنفرانس توانمند سازی منابع انسانی

تعداد صفحات: ۱۸

نویسنده(ها):

سید مهرداد حسینی – کارشناس ارشد روانشناسی
سید محمدرضا صمصام شریعت – کارشناس ارشد روانشناسی

چکیده:

بزه شغلی مجموعه ای از رفتارها و یا سیاست ها و حتی ترکیب این دو که منجر به آسیب های روانی مشهود و غیر مشهود به اعضای یک سازمان می شود.یک فرد سازمانی از شرایط حاکم بر سازمان و شغلش چون فرهنگ ، سلامت، امنیت، استرس، ایمنی، ارزیابی عملکرد و نظایر آن در وضعیت نامطلوب می تواند متحمل بزه دیدگی شغلی گردد و در واقع آسیب بیند. سازمان سالم جایی است که افراد می خواهند در آنجا بمانند و کار کنند و به آن افتخار کنند و خود افرادی سودمند و موثر هستند. در یک سازمان آن دسته از کارگران و کارمندانی که احساس امنیت شغلی در آنان پایین است و در نتیجه گرفتار اضطراب ناشی از بیکاری، تبعید، عزل از موقعیت مطلوب و محرومیت از سایر امتیازات و امکانات می باشند احتمالاً بیش از دیگران برای ادراک منفی حوادث و اتفاقات آمادگی دارند. زمانی سازمان دارای اختلالات سایکوتیک می گردد که ارتباط خود را با واقعیت از دست می دهد و اطلاعاتی را که با دیدگاه های ویژه ای متناقص اند، در نظر نمی گیرند.عدالت از طریق توجه و انتخاب یک فرد نمونه نه تنها در سازمان عملی نمی شود بلکه زمینه بدبینی نسبت به عدالت را نیزفراهم می کند، عدالت سازمانی محدوده ای است که رویه ها و فرایندها به طور عادلانه در جای خود قرار دارند و کارکنان می بینند که رهبرانشان به طور منطقی و عادلانه کارهایشان را ارج می نهند. جریان روابط مدیریت و کارکنان از طریق کانال های تنگ سلسله مراتب رسمی، زمینه ایجاد فرهنگ بیمار را در سازمان فراهم می نماید. فردی که به شدت به سازمان خود متعهد است، هویت خود را از سازمان می گیرد، در سازمان مشارکت دارد و با آن در می آمیزد و از عضویت در آن لذت می برد و در غیر این صورت بر عکس عمل می نماید. عدم وجود انگیزه کافی در مدیران و مجریان راهبردهای خدمات رسانی، مقایسه کارکنان با یکدیگر و فراموش کردن این مطلب که هدف ارزشیابی، پیشرفت است، نه سرزنش کردن و …. مسائلی هستند که می توانند سیستم ارزیابی عملکرد را به یک نظام آسیب زا در سازمان تبدیل کنند.