مقاله رضايت پزشکان خانواده از عوامل موثر بر پوياسازي طرح پزشک خانواده و بيمه روستايي در دانشگاه هاي علوم پزشکي که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۸۹ در مجله دانشگاه علوم پزشکي گيلان از صفحه ۴۸ تا ۵۵ منتشر شده است.
نام: رضايت پزشکان خانواده از عوامل موثر بر پوياسازي طرح پزشک خانواده و بيمه روستايي در دانشگاه هاي علوم پزشکي
این مقاله دارای ۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله بيمه
مقاله پزشکان خانواده
مقاله رضايت شغلي

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: مطلق محمداسماعيل
جناب آقای / سرکار خانم: نصراله پورشيرواني سيدداوود
جناب آقای / سرکار خانم: اشرفيان اميري حسن
جناب آقای / سرکار خانم: كبير محمدجواد
جناب آقای / سرکار خانم: شبستاني منفرد علي
جناب آقای / سرکار خانم: نحوي جو آذين

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقدمه: پزشک خانواده به عنوان سرپرست گروه سلامت مسوول بکارگيري و استفاده بهينه از کليه امکانات براي تامين، حفظ و ارتقاي تندرستي جمعيت تحت پوشش خود است. رضايت پزشکان خانواده مي تواند در بهره وري منابع، کميت و کيفيت خدمات موثر باشد.
هدف: تعيين ميزان رضايت پزشکان خانواده از عوامل موثر بر پوياسازي طرح پزشک خانواده و بيمه روستايي در دانشگاه هاي علوم پزشکي استان هاي شمالي ايران در سال ۱۳۷۸٫
مواد و روش ها: اين مطالعه توصيفي-تحليلي به صورت مقطعي در سال ۱۳۸۷ انجام شد. محيط پژوهش مناطق روستايي و شهرهاي کمتر از ۲۰۰۰۰ نفر زير پوشش دانشگاه هاي علوم پزشکي گلستان، مازندران، بابل و گيلان بوده است. براي نمونه گيري ابتدا %۲۰ مراکز مجري طرح پزشک خانواده هر دانشگاه به روش تصادفي منظم (مجموعا ۱۰۷ مرکز از کل ۵۲۱ مرکز) انتخاب شدند و بعد در هر مرکز کليه پزشکان در دسترس که حداقل ۶ ماه سابقه کار داشتند (کلا ۱۶۶ نفر) با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته مورد بررسي قرار گرفتند. داده ها با آزمون هاي Kendall’s, Fisher’s Exact ,chi-square  در نرم افزار SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
نتايج: از کل ۱۶۶ پزشک خانواده، ۹۲ نفر (%۵۵٫۴) مرد، ۱۳۲ نفر(%۷۹٫۵)  متاهل و ميانگين سني آنها ۴٫۹۵±۳۱٫۵ ساله بوده که بيشترين افراد (%۶۵) در گروه سني ۳۱-۴۰ سال قرار داشتند. ميانگين جمعيت تحت پوشش پزشکان خانواده ۱۳۳۸±۴۲۸۵ نفر و ميانگين سابقه خدمت پزشکان ۹٫۷۹±۳۲ ماه بوده که ۶۸ نفرشان(%۴۱)  حداقل يک بار محل خدمت خود را تغيير داده بودند. ميزان رضايت پزشکان خانواده از کارکرد واحدهاي ستادي مرکز بهداشت شهرستان مربوط و مجموعه کارکرد پزشکان متخصص سطح ۲ نسبت به پذيرش و پشتيباني فني بيماران ارجاع داده شده پايين و در دانشگاه هاي مورد مطالعه تفاوت معني دار داشت. رضايت پزشکان خانواده از ميزان همکاري، دانش و مهارت اعضاي گروه سلامت بالا، ولي از پذيرش و همکاري دارندگان دفترچه بيمه روستايي در اجراي اصول و مقررات مربوطه پايين بوده است.
نتيجه گيري: به طور کلي رضايت پزشک خانواده از کارکرد مرکز بهداشت شهرستان و متخصصان طرف قرارداد سطح ۲ و دارندگان دفترچه بيمه روستايي کم و از اعضاي گروه سلامت زياد بوده است. پس، مسوولان مرکز بهداشت شهرستان ها بايد نسبت به اصلاح برنامه ها و تقويت هماهنگي سطح اول و دوم نظام شبکه در جهت تامين نيازمندي هاي سطح اول توجه و اقدام نمايند.