مقاله رمز گشايي قصه سلامان و ابسال حنين بن اسحاق بر اساس کهن الگوهاي يونگ که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاييز و زمستان ۱۳۸۸ در فنون ادبي از صفحه ۹۷ تا ۱۰۶ منتشر شده است.
نام: رمز گشايي قصه سلامان و ابسال حنين بن اسحاق بر اساس کهن الگوهاي يونگ
این مقاله دارای ۱۰ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله سلامان
مقاله ابسال
مقاله کارل گوستاو يونگ
مقاله کهن الگو
مقاله آنيما
مقاله پير خرد
مقاله خود
مقاله تفرد

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: روضاتيان سيده مريم

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
سلامان و ابسال قصه اي رمزي است که در قرن سوم هجري به دست حنين بن اسحاق از يوناني به عربي ترجمه شد. در روايت حنين بن اسحاق، سلامان، شاهزاده يوناني که گرفتار عشق دايه خود ابسال شده بود، به سبب ملامت شاه و اطرافيان به همراه ابسال به جزيره اي دور دست گريخت و پس از آن که شاه سلامان را به ترک ابسال وادار کرد، سلامان دست در دست ابسال در دل دريا فرو رفت، اما به فرمان پادشاه سلامان زنده ماند و دريا ابسال را در کام خود فرو برد. سلامان که پس از مرگ ابسال بشدت بي قرار و آشفته شده بود، به تدبير مشاور حکيم شاه و با تعاليم او از عشق ابسال رهايي يافت و شايسته پادشاهي شد. تاويل رمزهاي اين قصه از همان آغاز ذهن انديش منداني، همچون ابن سينا، فخر رازي، خواجه نصير طوسي، جامي و. . . را به خود مشغول ساخت و هريک به تحليل برخي از رمزهاي آن پرداختند. ما در اين مقاله برآنيم که با توجه به کهن الگوهاي مطرح شده در روانشناسي يونگ، تحليلي متفاوت از اين قصه ارايه دهيم. کارل گوستاو يونگ، بنيانگذار روانشناسي تحليلي بود که ديدگاه هاي روانشناسانه خود را با انديشه هاي هرمسي، گنوسي و باورهاي هندي پيوند زد. از آنجا که اصل داستان سلامان و ابسال يوناني است و احتمال تاثير انديشه هاي هندي نيز در آن وجود دارد، کهن الگوهاي يونگ در تحليل رمزهاي اين قصه بسيار راه گشاست.